پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۸۱

دل‌گداخته بر شش جهت بغل واکرد

جهان به شیشه‌گرفت این پری چه انشاکرد

ستم نصیب دلم من کجا و درد کجا

نفس به‌ کوچهٔ نی رفت و ناله پیدا کرد

ز شرم چشم تو دارد خیالم انجمنی

که باید از عرقم سیر جام و مینا کرد

چه سحر بود که افسون بی‌نیازی عشق

مرا به خاک نشاند و ترا تماشاکرد

به فکر کار دل افتادم از چکیدن اشک

شکست شیشه به روبم در حلب واکرد

ازین بساط گذشتم‌.ولی نفهمیدم

که وضع پیکر خم با که این مدارا کرد

چو شمع صورت بیداری‌ام چه امکان داشت

سری‌ که رفت ز دوشم اشارت پا کرد

نهفت معنی مکشوف بی‌تاملی‌ام

نبستن مژه آفاق را معما کرد

جنون بیخودیی پیش برد سعی امل

که کار عالم امروز نذر فردا کرد

فسردنی است سرانجام عافیت‌طلبان

محیط این‌کره از رشتهٔ‌گهر واکرد

خیال اگر همه فردوس در بغل دارد

قفای زانوی حسرت نمی‌توان جا کرد

دلیل الفت اسباب غیر عسجز نبود

پر شکستهٔ ما سیر این قفسها کرد

نداشت ظاهر و مظهر جهان یکتایی

جنون آینه در دست خنده بر ما کرد

درین هوسکده از من چه دیده‌ای بیدل

به عالمی که نی‌ام بایدم تماشا کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸۳دل به زلف یار هم آرام نتوانست‌کرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸۴وحشتِ ما را تعلق رام نتوانست کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸۵خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸۶اول دل ستمزده قطع امید کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸۷از تغافل‌زدنی ترک سبب باید کرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸۸پیش ارباب حسب ترک نسب باید کرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸۹دل سحرگاهی به‌گلشن یاد آن رخسار کرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹۰عشق مطرب‌زاده‌ای بر ساز و تقوا زور کرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.