پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۸۶

اول دل ستمزده قطع امید کرد

آخرشکست چینی من مو سفید کرد

می‌لرزد از نفس دم تقریر احتیاج

دست تهی زبان مرا مرگ بید کرد

بخت سیاه اگر بلد اعتبارهاست

خود را به هیچ آینه نتوان سفید کرد

تدبیر زهد مایهٔ تشویش کس مباد

صابون خشک جامهٔ ما را پلید کرد

تا اشک ربط سبحهٔ انفاس نگسلد

پیری مرا به حلقهٔ قامت مرید کرد

چون نال خامه تا دمد از مغز استخوان

فکرم در آفتاب قیامت قدید کرد

از قبض و بسط حیرت آیینه‌ام مپرس

قفلی زدم به خانه‌ که ناز کلید کرد

دارد رسایی مژه ی خون به‌گردنش

برگشتنی‌که آنسوی حشرم شهیدکرد

بیدل تو هم به ذوق خطش سینه چاک زن

کاین شام نادمیده مرا صبح عید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸۸پیش ارباب حسب ترک نسب باید کرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸۹دل سحرگاهی به‌گلشن یاد آن رخسار کرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۹۰عشق مطرب‌زاده‌ای بر ساز و تقوا زور کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۹۱آگاهی از خیال خودم بی‌نیاز کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹۲گرد مرا تحیّر، صبح جنون سبق ‌کرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۹۳بیستون یادی ز فرهاد ندامت فال ‌کرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۹۴روزی‌که نقش‌گردش چشمت خیال‌کرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۹۵اینقدر اشک به دیدارکه حیران گل کرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.