پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۸

تا لبش در نظرم می‌گذرد

آب‌گشتن ز سرم می‌گذرد

فصل گل منفعلم باید ساخت

ابر بی‌ چشم ترم می‌گذرد

زین گذرگه به کجا دل بندم

هرچه را می‌نگرم می‌گذرد

در بغل نامهٔ عتقا دارم

خبرم بیخبرم می‌گذرد

حلقه شد قامت و محرم نشدم

عمر بیرون درم می‌گذرد

جادهٔ پی‌سپر تسلیمم

هر چه آید به سرم می‌گذرد

ششجهت غلغل صور است اما

همه در گوش کرم می‌گذرد

مژه‌ای باز نکردم هیهات

پر زدن زیر پرم می‌گذرد

موج این‌بحر نفس راست نکرد

به وطن در سفرم می‌گذرد

هر طرف سایه‌صفت می‌گذرم

یک شب بی‌سحرم می‌گذرد

کاش با یأس توان ساخت چو بید

بی‌بری هم ز برم می‌گذرد

دل ندانم به کجا می‌سوزد

دود شمعی ز سرم می‌گذرد

خاکم امروز غبارانگیز است

پستی از بام و درم می‌گذرد

کاروان الم و عیش کجاست

من ز خود می‌گذرم می‌گذرد

چند چون شمع ‌نگریم‌ بیدل

انجمن از نظرم می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۸۰داغ بودم‌که چه خواهم به غمت انشا کرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۸۱دل‌گداخته بر شش جهت بغل واکرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۸۲امروز بعد عمری دلدار یاد ما کرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸۳دل به زلف یار هم آرام نتوانست‌کرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸۴وحشتِ ما را تعلق رام نتوانست کرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸۵خودسر به مرک گردن دعوی فرود کرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸۶اول دل ستمزده قطع امید کرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۷از تغافل‌زدنی ترک سبب باید کرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.