پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۷۴

بهار می‌رود و گل ز باغ می‌گذرد

پیاله ‌گیر که فصل دماغ می‌گذرد

نوای بلبل و آواز خندهٔ ‌گلها

به دوش عبرت بانگ‌کلاغ می‌گذرد

کدورتی‌که ز اسباب چیده‌ای بر دل

سیاهیی است‌که آخر ز داغ می‌گذرد

به جستجوی چه مطلب شکسته‌ای دامن

غبار خود بهم آور سراغ می‌گذرد

کسی به جان‌کنی بی‌اثر چه چاره‌ کند

فراغها به تلاش فراغ می‌گذرد

فریب جلوهٔ طاووس زین چمن نخوری

غبار قافله سالار داغ می‌گذرد

مخالفت هم ازین دوستان غنیمت‌ گیر

دو روزه صحبت طوطی و زاغ می‌گذرد

شرر به صفحه زن و فرصت طرب درپاب

شب سحر نفست بی‌چراغ می‌گذرد

زقید لفظ برآ معنی مجرد باش

می است نشئه دمی‌ کز ایاغ می‌گذرد

مگو پیام قناعت به منعمان بیدل

غریق حرص ز پل بی‌دماغ می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۷۶ز ساز جسم هزار انفعال می‌گذرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷۷باکه‌گویم چه قیامت به سرم می‌گذرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷۸تا لبش در نظرم می‌گذرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷۹دل مباد افسرده تا برکس نگرددکار سرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸۰داغ بودم‌که چه خواهم به غمت انشا کرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۸۱دل‌گداخته بر شش جهت بغل واکرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۸۲امروز بعد عمری دلدار یاد ما کرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۸۳دل به زلف یار هم آرام نتوانست‌کرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.