پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۲

عالم گرفتاری‌، خوش تسلسلی دارد

جوش نالهٔ زنجیر، باغ سنبلی دارد

همچو کوزهٔ دولاب هر چه زیر گردون است

یا ترقی آهنگ است یا تنزلی دارد

پرفشانی عشق است رنگ و بوی این‌گلشن

هر گلی که می‌بینی بال بلبلی دارد

گر تعلق اسباب‌، عرض صد جنون‌نازست

بی‌نیازی ما هم یک تغافلی دارد

بار شکوه‌پیمایی بر دل پر افتاده‌ست

تا تهی نمی‌گردد شیشه قلقلی دارد

خواه برتأمل زن خواه لب به حرف افکن

سیر این بهارستان غنچه و گلی دارد

ز انفعال مخموری سرخوش تسلی باش

جبهه تا عرق‌پیماست ساغر مُلی دارد

رنج زندگی بر ما نیستی‌ گوارا کرد

زین محیط بگذشتن در نظر پلی دارد

می‌کشد اسیران را از قیامت آنسوتر

شاهد امل بیدل طرفه کاکلی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۴غرور قدرت اگر بازوی خمی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۵ضعیفی‌ها بیان عجز طاقت برنمی‌دارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷مگر با نقش پایت مژدهٔ جوشیدنی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸اینقدر ریش چه معنی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹خیالت در غبار دل صفاپردازیی دارد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰نقشم‌کسی از سعی چه فرهنگ برآرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱گرشوق به راهت قدمی پیش برآرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.