پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۹

خیالت در غبار دل صفاپردازیی دارد

پری در طبع سنگ افسون میناسازیی دارد

نمی‌دانم چسان پوشد کسی راز محبت را

حیا هم با همه اخفا عرق غمازیی دارد

مژه بگشا وبنیاد هوس تا عشق آتش زن

چراغ ناز این محفل شررپردازیی دارد

بیا رنگی بگردانیم مفت فرصت است اینجا

بهار بیخودی هم یک دو دم‌گلبازیی‌دارد

اگر از خود روم‌ کو تاب تا رنگی بگردانم

به آن عجزم‌که با من عجز هم طنازیی‌دارد

به دشت و در ندیدم از سراغ عافیت‌گردی

خیال بیدماغ اکنون گریبان‌تازیی دارد

نقاب‌رنگ هرجا می‌دردآیینه‌دیدار است

شب حیرت نگاهان‌ خوش ‌سحر پردازیی دارد

خدا کار بنای دل به ایمان ختم گرداند

خیال چشم او امشب فرنگ آغازیی دارد

به افسون نفس مغرور هستی زیستن ‌تا کی

به هرجا این هوا گل می‌کند ناسازیی دارد

فلک هرچند عرض ناز اقبالت دهد بیدل

نخواهی ‌غره شد این حیز پشت‌اندازیی ‌دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱گرشوق به راهت قدمی پیش برآرد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲گر آن خروش جهان یکتا سری به این انجمن برآرد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۵۳حاشاکه مرا طعن‌کسان بر سقط آرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۵۴فسردن از مزاج شعله خاکستر برون آرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵۵من و حسنی‌که هرجا یادش از دل سر برون آرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۶نگاهت جوش صد میخانه از ساغر برون آرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۷احتیاجی که سر مرد به خم می‌آرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۸در احتیاج نتوان بر سفله التجا برد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.