پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۴

غرور قدرت اگر بازوی خمی دارد

به ملک بی‌خللی خاتم جمی دارد

گذشتن از سر جرأت‌ کمال غیرت ماست

نفس تبسم تیغ تنک دمی دارد

ز انفعال مآل طرب مبان ایمن

حذرکه خندهٔ این صبح شبنمی دارد

مگر ز عالم اضداد بگذری ورنه

بهشت هم به مقابل جهنمی دارد

گر از حقیقت این انجمن خبرگیری

همین غم است‌ که تخمیر بی‌غمی دارد

خطا به‌گردن مستان نمی‌توان بستن

طریق بیخبری لغزش‌ کمی دارد

ورق سیه نکنی‌، سر نپیچی از تسلیم

به هوش باش‌ که خط جبین نمی دارد

ز جوش لاله ‌رخان پرکنید آغوشم

به قدر حوصله هر زخم‌، مرهمی دارد

نسیم مژدهٔ وصل‌که می‌دهد امروز

چو غنچه تنگی از آغوش من رمی دارد

چه رنگها که نبستیم در بهار خیال

طبیعت پر طاووس‌، عالمی دارد

مباش غافل ارشاد گمرهی بیدل

جهان غول به هر دشت آدمی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷مگر با نقش پایت مژدهٔ جوشیدنی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸اینقدر ریش چه معنی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹خیالت در غبار دل صفاپردازیی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰نقشم‌کسی از سعی چه فرهنگ برآرد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱گرشوق به راهت قدمی پیش برآرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲گر آن خروش جهان یکتا سری به این انجمن برآرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۳حاشاکه مرا طعن‌کسان بر سقط آرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.