پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۴۳

نه مفصل نه مجملی دارد

ما و من حرف مهملی دارد

اوج اقبال نه فلک دیدیم

سیر یک پشت پا تلی دارد

زبر چرخ از امل بریدن نیست

سر این رشته مغزلی دارد

موشکاف عیوب جاه مباش

تاج زرین سر کلی دارد

در تجمل چه ممکن است آرام

پشت این بام دنبلی دارد

نقش هرکس مکرر است اینجا

آگهی چشم احولی دارد

سایه در خواب می‌شمارد کام

عاجزی کفش مخملی دارد

مصلحتهاست وقف موی سپید

هر سری فکر صندلی دارد

گرچه هر اول آخر است آخر

لیک آخر هم اولی دارد

کار مجنون به طرهٔ لیلی است

قصهٔ ما مسلسلی دارد

بیدل از حیرتم‌ گذشتن نیست

آب آیینه جدولی دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴۵ضعیفی‌ها بیان عجز طاقت برنمی‌دارد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۴۶تک و پوی نفس از عالم عبرت فنی دارد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۴۷مگر با نقش پایت مژدهٔ جوشیدنی دارد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۴۸اینقدر ریش چه معنی دارد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴۹خیالت در غبار دل صفاپردازیی دارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵۰نقشم‌کسی از سعی چه فرهنگ برآرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۵۱گرشوق به راهت قدمی پیش برآرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۵۲گر آن خروش جهان یکتا سری به این انجمن برآرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.