پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی بیدل دهلوی

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۶۷

ما را به در دل ادب هیچکسی برد

تمثال در آیینه‌، ره از بی‌نفسی برد

زین دشت هوس منت سیلی نکشیدیم

خاروخس ما را عرق شرم خسی برد

بیگانهٔ عشقیم ز شغل هوسی چند

آب رخ عنقایی ما را مگسی برد

فریادکه محمل‌کش یک ناله نگشتیم

دل خون شد ودر خاک غبار جرسی برد

دور همه چون سبحه یکی‌کرد تسلسل

زین قافله‌ها پیش وپسی‌ ، پیش وپسی برد

آخر پی تحقیق به جایی نرساندم

بیرونم از این دشت اقامت هوسی برد

دل نیز نشد چون نفسم دام تسلی

جمعیت بالم الم بی‌قفسی برد

بیدل ثمر باغ‌کمالم چه توان‌کرد

پیش از همه در خاک مرا پیش رسی‌برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۶۹فکر خویشم آخر از صحرای امکان می‌برد
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۷۰آه به دوستان دگر عرض دعا که می‌برد
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷۱یک سر مو گر هوس از فکر جاهی بگذرد
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷۲عرق‌آلوده جمالی ز نظر می‌گذرد
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۷۳زین گلستان که گلش رنگ ندامت دارد
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۷۴بهار می‌رود و گل ز باغ می‌گذرد
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۷۵ز سخت‌جانی من عمر تنگ می‌گذرد
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷۶ز ساز جسم هزار انفعال می‌گذرد
همه‌ی غزلیات ←

بیدل دهلوی درباره‌ی بیدل دهلوی

ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی رحمه‌الله علیه (زاده ۱۰۵۴ هجری قمری در هندوستان، ایالت بهار، پتنه) از سخنوران نام‌آور و بلندطبع فارسی و از بزرگترین سرایندگان دوره سبک هندی بود. این استاد توانای ترک‌تبار در اقسام شعر داد سخن داده که از آثار منظوم او میتوان اینها را برشمرد: غزلیات، قصائد، ترکیب‌بندها، ترجیع‌بندها،...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.