پرش به محتوای اصلی
بیدل دهلوی

بیدل دهلوی

غزلیات

۲,۸۲۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۴۱ به این ضعفی ‌که جسم زارم از بستر نمی‌خیزد
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۴۲ نشئه دودی است‌ که از آتش می می‌خیزد
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۴۳ تبسم هرکجا رنگ سخن زان لعل تر ریزد
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴۴ وداع‌ کلفتم تا گل‌ کند چاک جگر ریزد
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۴۵ خرد به عشق‌ کند حیله‌ساز جنگ و گریزد
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۴۶ مباش غره به سامان این بنا که نریزد
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۴۷ به ‌گرمی نگه از شعله تاب می‌ریزد
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۴۸ به هرکجا مژه‌ام رنگ خواب می‌ریزد
  9. غزل شمارهٔ ۱۱۴۹ خطی‌ که بر گل روی تو آب می‌ریزد
  10. غزل شمارهٔ ۱۱۵۰ باز اشکم به خیالت چه فسون می‌ریزد
  11. غزل شمارهٔ ۱۱۵۱ چاک کسوت فقرم رنگ خنده می‌ریزد
  12. غزل شمارهٔ ۱۱۵۲ به طراز دامن ناز و چه ز خاکساری ما رسد
  13. غزل شمارهٔ ۱۱۵۳ بر رمز کارگاه ازل کیست وارسد
  14. غزل شمارهٔ ۱۱۵۴ همّت از گردنکشی مشکل به استغنا رسد
  15. غزل شمارهٔ ۱۱۵۵ دگر تظلم ما عاجزان‌کجا برسد
  16. غزل شمارهٔ ۱۱۵۶ سراغت از چمن‌‌ کبریا که می‌پرسد
  17. غزل شمارهٔ ۱۱۵۷ کیست‌ کز جهد به آن انجمن ناز رسد
  18. غزل شمارهٔ ۱۱۵۸ جایی‌ که شکوه‌ها به صف زیر و بم رسد
  19. غزل شمارهٔ ۱۱۵۹ سَحَرِ طلو‌عِ گلِ دعا که مرادِ اهلِ هِمَم رسد
  20. غزل شمارهٔ ۱۱۶۰ تا ز عبرت سر مژگان به خمیدن نرسد
  21. غزل شمارهٔ ۱۱۶۱ همه راست زین چمن آرزو، که به کام دل ثمری رسد
  22. غزل شمارهٔ ۱۱۶۲ تا ز چمن دماغ را بوی بهار می‌رسد
  23. غزل شمارهٔ ۱۱۶۳ زبرگردون آنچه ازکشت تو و من می‌رسد
  24. غزل شمارهٔ ۱۱۶۴ آه به درد عجز هم‌ کوشش ما نمی‌رسد
  25. غزل شمارهٔ ۱۱۶۵ تا گرد ما به اوج ثریا نمی‌رسد
  26. غزل شمارهٔ ۱۱۶۶ کار دلها باز از آن مژگان به سامان می‌رسد
  27. غزل شمارهٔ ۱۱۶۷ هرگز به دستگاه نظر پا نمی‌رسد
  28. غزل شمارهٔ ۱۱۶۸ نشئهٔ‌گوشهٔ دل از دیر و حرم نمی‌رسد
  29. غزل شمارهٔ ۱۱۶۹ صبح شو ای‌شب‌که خورشید من‌اکنون می‌رسد
  30. غزل شمارهٔ ۱۱۷۰ هوس تعین خواجگی‌، به نیاز بنده نمی‌رسد
  31. غزل شمارهٔ ۱۱۷۱ به امیدِ فنا تاب و تبِ هستی گوارا شد
  32. غزل شمارهٔ ۱۱۷۲ ز تنگی منفعل‌ گردید دل آفاق پیدا شد
  33. غزل شمارهٔ ۱۱۷۳ صفا داغ‌ کدورت‌ گشت سامان من و ما شد
  34. غزل شمارهٔ ۱۱۷۴ کسی معنی بحر فهمیده باشد
  35. غزل شمارهٔ ۱۱۷۵ پی اشک من ندانم به‌کجا رسیده باشد
  36. غزل شمارهٔ ۱۱۷۶ آن فتنه ‌که آفاقش شور من و ما باشد
  37. غزل شمارهٔ ۱۱۷۷ به که چندی دل ما خامشی انشا باشد
  38. غزل شمارهٔ ۱۱۷۸ تا در آیینهٔ دل راه نفس واباشد
  39. غزل شمارهٔ ۱۱۷۹ چراکس منکر بی‌طاقتیهای درا باشد
  40. غزل شمارهٔ ۱۱۸۰ زشوخی چشم من‌تاکی به روی غیرواباشد
  41. غزل شمارهٔ ۱۱۸۱ تسلی کو اگر منظورت اسباب هوس باشد
  42. غزل شمارهٔ ۱۱۸۲ مرا این آبرو در عالم پرواز بس باشد
  43. غزل شمارهٔ ۱۱۸۳ صبحی‌ که‌ گلت به باغ باشد
  44. غزل شمارهٔ ۱۱۸۴ تا مشرب محبت ننگ وفا نباشد
  45. غزل شمارهٔ ۱۱۸۵ محبت ستمگر نباشد نباشد
  46. غزل شمارهٔ ۱۱۸۶ عشق هرجا ادب‌آموز تپیدن باشد
  47. غزل شمارهٔ ۱۱۸۷ رمز آشنای معنی هر خیره‌سر نباشد
  48. غزل شمارهٔ ۱۱۸۸ مکتوب شوق هرگز بی‌نامه‌بر نباشد
  49. غزل شمارهٔ ۱۱۸۹ هرچند به حق قرب تو مقدور نباشد
  50. غزل شمارهٔ ۱۱۹۰ راحت نصیب ایجاد زنگ و حبش نباشد
  51. غزل شمارهٔ ۱۱۹۱ هرچند دل از وصل قدح‌نوش نباشد
  52. غزل شمارهٔ ۱۱۹۲ وضع فلک آنجا که به یک حال نباشد
  53. غزل شمارهٔ ۱۱۹۳ هرچند خودنمایی تخت و حشم نباشد
  54. غزل شمارهٔ ۱۱۹۴ اگر تعین عنقا هوس پیام نباشد
  55. غزل شمارهٔ ۱۱۹۵ گر بوی وفا را نفس آیینه نباشد
  56. غزل شمارهٔ ۱۱۹۶ دل انجمن محرم و بیگانه نباشد
  57. غزل شمارهٔ ۱۱۹۷ خیال نامد!ری تا کیت خاطرنشین باشد
  58. غزل شمارهٔ ۱۱۹۸ بپرهیز از حسد تا فضل یزدانت قرین باشد
  59. غزل شمارهٔ ۱۱۹۹ وداع سرکشی‌کن‌گر دلت راحت‌کمین باشد
  60. غزل شمارهٔ ۱۲۰۰ جمعیت از آن دل‌که پریشان تو باشد

متن اشعار به نقل از گنجور.