پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی

عارف قزوینی

تصنیف‌ها

۳۶ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ - دیدم صنمی «دیدم صنمی سروقد و روی چو ماهی» یا به‌اختصار «دیدم صنمی»، نخستین تصنیف عارف قزوینی است که سال ۱۳۱۵ ه. ق در دستگاه شور ساخته شد.
  2. شمارهٔ ۲ - آمان به نوشتهٔ عارف در دیوانش، این تصنیف سال ۱۳۲۶ ه. ق پس از مرگ شیدا در «ورود فاتحین ملت به طهران» ساخته شده است. موسی خان معروفی هم بعداً تنظیمی از این اثر صورت داد که کمابیش مبنای اجراهای بعدی قرار گرفت.
  3. شمارهٔ ۳ - نمی‌دانم چه در پیمانه کردی نمی دانم چه در پیمانه کردی (جانم)
  4. شمارهٔ ۴ - نکنم اگر چاره نکنم اگر چاره دلِ هرجائی را
  5. شمارهٔ ۵ - برای افتخارالسلطنه - دختر ناصرالدین شاه افتخار همه آفاقی و منظور منی
  6. شمارهٔ ۶ - برای تاج السلطنه - دختر ناصرالدین شاه تو ای تاج، تاج سر خسروانی
  7. شمارهٔ ۷ - دل هوس سبزه و صحرا ندارد به‌نوشتهٔ عارف قزوینی در دیوانش، دل هوس سبزه و صحرا ندارد هنگامی ساخته شده که شاه مخلوع، محمدعلی‌شاه به‌تحریک روس‌ها وارد گموش‌تپه شده بوده است.
  8. شمارهٔ ۸ نه قدرت که با وی نشینم
  9. شمارهٔ ۹ - به مناسبت اخراج مورگان شوستر آمریکایی از ایران ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود (حبیبم)
  10. شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده عارف قزوینی در دیوان خود و در مقدمه‌ای بر این تصنیف، آورده‌است:
  11. شمارهٔ ۱۱ - باد فرح‌بخش بهاری عارف در دیوانش می‌نویسد که این تصنیف را پنج-شش ماه پس از «تصنیف شوستر» (که آن را زمستان سال ۱۳۲۹ ه.ق سروده) با «یک حالت یأس و ناامیدی» ساخته است.
  12. شمارهٔ ۱۲ بلبل شوریده فغان می‌کند
  13. شمارهٔ ۱۳ - گریه را به مستی ... عارف قزوینی گریه را به مستی را در شکایت از زمامداری ناصرالملک که در آن زمان نایب‌السلطنه احمدشاه بود (سال ۱۳۲۸ ه.ق)، تصنیف کرده است.
  14. شمارهٔ ۱۴ - از کفم رها عارف بنا به آنچه در دیوانش نوشته این تصنیف را پس از جدایی از «دوست وفادارش» استاد علی‌محمد معمارباش،  بین قم و اصفهان ساخته است (سال ۱۳۲۹ ه.ق).
  15. شمارهٔ ۱۵ ترک چشمش ار فتنه کرد راست
  16. شمارهٔ ۱۶ - چه شورها بنا به‌ گفتهٔ عارف قزوینی در دیوانش، چه شورها در استانبول و پس از «معلوم شدن خیالات ترک‌ها نسبت به آذربایجان» تصنیف شده است (اواخر سال ۱۳۳۶ ه.ق).
  17. شمارهٔ ۱۷ بماندیم ما، مستقل شد ارمنستان
  18. شمارهٔ ۱۸ شانه بر زلف پریشان زده‌ای به به به
  19. شمارهٔ ۱۹ رحم ای خدای دادگر کردی؟ نکردی
  20. شمارهٔ ۲۰ امشب از آسیا، اروپا رفتی
  21. شمارهٔ ۲۱ جان برخی آذربایجان باد
  22. شمارهٔ ۲۲ امروز ای فرشتۀ رحمت، بلا شدی
  23. شمارهٔ ۲۳ «امیرزاده» گوید:
  24. شمارهٔ ۲۴ از خراسان در اعصار
  25. شمارهٔ ۲۵ - گریه کن به مناسبت درگذشت کلنل محمد تقی‌خان پسیان
  26. شمارهٔ ۲۶ ای دست حق پشت و پناهت بازآ
  27. شمارهٔ ۲۷ تا رخت مقید نقاب است
  28. شمارهٔ ۲۸ - مارش خون خون چو سرچشمۀ آب حیات است
  29. شمارهٔ ۲۹ - مارش جمهوری روی دلکش، موی دیجور
  30. شمارهٔ ۳۰ رحم ای خدای دادگر کردی نکردی
  31. شمارهٔ ۳۱ «ژیان» هاف هافو شو هاف کن ببینم
  32. شمارهٔ ۳۲ - باد خزانی تاریخ دقیق خلق این تصنیف معلوم نیست اما به عنوان آخرین تصنیف در دیوان عارف آمده و او آن را طبق گفتهٔ خودش در اسفند ماه ۱۳۰۳ ه.ش در تبریز «به یاد دلاوران آذربایجانی» خوانده است.
  33. شمارهٔ ۳۳ گو به ساقی، کز ایاغی، ترکن دماغی
  34. شمارهٔ ۳۴ بهار نو رسید
  35. شمارهٔ ۳۵ بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد
  36. شمارهٔ ۳۶ باد صبا بر گل گذر کن

متن اشعار به نقل از گنجور.