پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

تصنیف‌ها

شمارهٔ ۲۲

امروز ای فرشتۀ رحمت، بلا شدی

خوشگل شدی، قشنگ شدی، دلربا شدی

پا تا به سر کرشمه و سر تا به پای ناز

زیبا شدی، لوند شدی، خوش‌ادا شدی

خود ساعتی در آینه اطوار خود ببین

من عاجزم از این که بگویم چه‌ها شدی

به به چه خوب شد که گرفتار چون خودی

گشتی و خوب‌تر که تو هم مثل ما شدی

ما را چه شد که دست به سر کرده‌ای مگر

از ما چه سر زد این که تو پا در هوا شدی

دانم تو را مقام نبوت نه در خود است

گر شرک یا که کفر علی‌الله خدا شدی

نامت شفای هر مرض عاشقان شده‌ست

ای مایهٔ حیات حدیث کسا شدی

هرکس به دل زیارت کویت کند هوس

مشهد مدینه مکه شدی کربلا شدی

ادامه‌ی تصنیف‌ها

  1. شمارهٔ ۲۴از خراسان در اعصار
  2. شمارهٔ ۲۵ - گریه کنبه مناسبت درگذشت کلنل محمد تقی‌خان پسیان
  3. شمارهٔ ۲۶ای دست حق پشت و پناهت بازآ
  4. شمارهٔ ۲۷تا رخت مقید نقاب است
  5. شمارهٔ ۲۸ - مارش خونخون چو سرچشمۀ آب حیات است
  6. شمارهٔ ۲۹ - مارش جمهوریروی دلکش، موی دیجور
  7. شمارهٔ ۳۰رحم ای خدای دادگر کردی نکردی
  8. شمارهٔ ۳۱«ژیان» هاف هافو شو هاف کن ببینم
همه‌ی تصنیف‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.