پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

تصنیف‌ها

شمارهٔ ۲۸ - مارش خون

خون چو سرچشمۀ آب حیات است

پیش خون نقش هر رنگ مات است

خون مدیر حیات و ممات است

خون فقط خضر راه نجات است

رنگ خون رنگ میمون مینوست

دشت بی لاله دیدن نه نیکوست

گل به دربار خون تهینت گوست

قوۀ مجریه کاینات است

خسرو خون، گر شبیخون، آورد چون لاله گلگون

سازد از خون، شهر و بیرون، دشت و هامون (دشت و هامون)

گر از این دل خود سر خود خون نریزم

همه خون خودم از مژه بیرون نریزم

گل اگر شبنم از خون بگیرد

از سموم خزانی نمیرد

تا ابد رنگ هستی بپذیرد

خون نگهدار ذات و صفات است

شیر اگر خون نکرده حرامت

ای پسر شیرپستان مامت

زنده با نقش خون باد نامت

نقش این زندگی را ثبات است

خون چو در یک ملتی نیست،کیست یا چیست؟

نیست باد آن ملتی کز هستی غیر کند زیست،

زانکه فانی است

چه خوش آنکه ز خون آسیا بگردد

شهر خون،قریه خون، رهگذر خون

کوه خون، دره خون، بحر و بر خون

دشت و هامون ز خون سر به سر خون

رود خون، چشمه خون تا قنات است

خون به خون ریختن باید انگیخت

خون فاسد ز هر فاسدی ریخت

کاین کهن پی بنا بی ثبات است

ای هواخوان خونخواه،آه، صد آه

تیره چون آه دل مظلوم باید،

صبح بداندیش و بدخواه

چون زمام به دست معاندین دون است

ره چارۀ ما همگی به دست خون است

تا شده ننگ نام نیاکان

جز به خون نشستن این ننگ نتوان

مشکل از هرجهت کار ایران

خون خود حلال این مشکلات است

صد فلاطون ز ماهیت خون

خورده خون، سر نیاورده بیرون

داندش خداوند بی چون

کافرینندۀ حسن ذات است

عارف ار بدنام گردد، چون تو نامش

آنچه خون در زندگانی،حرامش

دل غرقه به خون شد یار غار عارف

نه قرار دل وی و نی قرار عارف

ادامه‌ی تصنیف‌ها

  1. شمارهٔ ۳۰رحم ای خدای دادگر کردی نکردی
  2. شمارهٔ ۳۱«ژیان» هاف هافو شو هاف کن ببینم
  3. شمارهٔ ۳۲ - باد خزانیتاریخ دقیق خلق این تصنیف معلوم نیست اما به عنوان آخرین تصنیف در دیوان عارف آمده و او آن را طبق گفتهٔ خودش در اسفند ماه ۱۳۰۳ ه.ش در تبریز «به یاد دلاوران آذربایجانی» خوانده است.
  4. شمارهٔ ۳۳گو به ساقی، کز ایاغی، ترکن دماغی
  5. شمارهٔ ۳۴بهار نو رسید
  6. شمارهٔ ۳۵بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد
  7. شمارهٔ ۳۶باد صبا بر گل گذر کن
همه‌ی تصنیف‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.