پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

تصنیف‌ها

شمارهٔ ۲۷

تا رخت مقید نقاب است

دل چو پیچه ات به پیچ و تاب است

مملکت چو نرگست خراب است

چارۀ خرابی انقلاب است

یا درستی اندر انتخاب است

سنگدل بت، آئینه رو باش

با بدان چو سنگ با سبو باش

خانمان نگون کن عدو باش

***

تا عدوی مملکت به خواب است

ریشۀ بدان

برکن از جهان

گشته امتحان

تو این بدان (تو این بدان، تو این بدان، تو این بدان)

هست امید ریشه تا در آب است

امان که خصم خیره گردد

در انتخاب چیره گردد

بدان که روزگار ملت

چو طرۀ تو تیره گردد

شحنه مست و شیخ بی کتاب است

سر به سر ز رشت و یزد و کرمان

فارس تا به صفحۀ صفاهان

از عراق و خطۀ خراسان

ز اشک رنجبر به روی آب است

عقل نیست جان در عذاب است

عبرت از گذشته ات گرفتن

بایدی، بس است خورد و خفتن

رستم انتخاب کن که دشمن

***

کینه جو افراسیاب است

جمله پیچ و خم

کار ملک جم

چون رخت صنم

ز بیش و کم (ز بیش و کم،ز بیش و کم،ز بیش و کم)

این دو پشت پردۀ حجاب است

امان ز اجنبی پرستی

فغان ز روزگار پستی

مباد دست کس کند با

دو طره ات، درازدستی

زانکه دست غیر در حساب است

ادامه‌ی تصنیف‌ها

  1. شمارهٔ ۲۹ - مارش جمهوریروی دلکش، موی دیجور
  2. شمارهٔ ۳۰رحم ای خدای دادگر کردی نکردی
  3. شمارهٔ ۳۱«ژیان» هاف هافو شو هاف کن ببینم
  4. شمارهٔ ۳۲ - باد خزانیتاریخ دقیق خلق این تصنیف معلوم نیست اما به عنوان آخرین تصنیف در دیوان عارف آمده و او آن را طبق گفتهٔ خودش در اسفند ماه ۱۳۰۳ ه.ش در تبریز «به یاد دلاوران آذربایجانی» خوانده است.
  5. شمارهٔ ۳۳گو به ساقی، کز ایاغی، ترکن دماغی
  6. شمارهٔ ۳۴بهار نو رسید
  7. شمارهٔ ۳۵بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد
  8. شمارهٔ ۳۶باد صبا بر گل گذر کن
همه‌ی تصنیف‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.