پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

تصنیف‌ها

شمارهٔ ۳۳

گو به ساقی، کز ایاغی، ترکن دماغی

زان شرابی که شب مانده باقی

ای نگارا، می گسارا، ما را بیاور

شمعی و شهدی اندر اطاقی

چرخ پرکین، دهر پر شور، هرگز ندارد

جز دو رنگی و رسم نفاقی

خیر عشاق، جمع مشتاق، چرا ندارید

شوری و شوقی و اشتیاقی

منزل یار، جای اغیار شد، برآرید

نالۀ الفراق الفراق الفراقی

از فراقش شد دلم خون، مطرباگو

به آواز ترک و حجاز و عراقی

من همیشه می ستایم ماه و مهرم

در کسوف و در خسوف و در محاقی

التفاتی کن به حالم ور نه از آن

در جهان بر زنم احتراقی

چرخ گردون دور وارون هرگز ندارد

بهر آزادگان جز نفاقی

ای وطن ما جمله از دل برکشیدیم

نالۀ الفراق الفراق الفراقی

در غیابت شد فراقت در مجلس ما

آتش افروز جان های باقی

چون نگریم خون نگریم کز صلح جویان

هیچ نامانده غیر از نفاقی

گو به عارف تعزیت باد بهر ایران

خوش به لحن حجاز و عراقی

ادامه‌ی تصنیف‌ها

  1. شمارهٔ ۳۵بهار دلکش رسید و دل به جا نباشد
  2. شمارهٔ ۳۶باد صبا بر گل گذر کن
همه‌ی تصنیف‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.