پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

تصنیف‌ها

شمارهٔ ۲۱

جان برخی آذربایجان باد

این مهدِ زردشت، مهدامان باد

(مهدامان باد)

هر ناکست کو عضو فلج گفت

عضوش فلج گو، لالش زبان باد

(لالش زبان باد)

کلید ایران تو، شهید ایران تو، امید ایران تو

درود بر روانت از روان پاکان باد، از نیاکان باد

ای ای ای، فدای خاکت جان جهان باد

صبا ز من بگو به اهل تبریز

که ای همه چو شیر شرزه خون‌ریز

ز تُرک و از زبانِ تُرک بپرهیز

زبان فرامُش نکنید

خموش آتش نکنید

بگفت زردشت کز آب

خموش آتش نکنید

ادامه‌ی تصنیف‌ها

  1. شمارهٔ ۲۳«امیرزاده» گوید:
  2. شمارهٔ ۲۴از خراسان در اعصار
  3. شمارهٔ ۲۵ - گریه کنبه مناسبت درگذشت کلنل محمد تقی‌خان پسیان
  4. شمارهٔ ۲۶ای دست حق پشت و پناهت بازآ
  5. شمارهٔ ۲۷تا رخت مقید نقاب است
  6. شمارهٔ ۲۸ - مارش خونخون چو سرچشمۀ آب حیات است
  7. شمارهٔ ۲۹ - مارش جمهوریروی دلکش، موی دیجور
  8. شمارهٔ ۳۰رحم ای خدای دادگر کردی نکردی
همه‌ی تصنیف‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.