پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

تصنیف‌ها

شمارهٔ ۲۵ - گریه کن

به مناسبت درگذشت کلنل محمد تقی‌خان پسیان

گریه کن که گر سیل خون گری ثمر ندارد

ناله ای که ناید ز نای دل اثر ندارد

هر کسی که نیست اهل دل ز دل خبر ندارد

دل ز دست غم مفر ندارد

دیده غیر اشک تر ندارد

این محرم و صفر ندارد

گر زنیم چاک، جیب جان چه باک

مرد جز هلاک هیچ چارۀ دگر ندارد

زندگی دگر ثمر ندارد

شاه دزد و شیخ دزد و میر و شحنه و عسس دزد

دادخواه و آن که او رسد به داد و دادرس دزد

میر کاروان کاروانیان تا جرس دزد

خسته دزد بس که داد زد دزد

داد تا بهر کجا رسد دزد

کشوری بدون دست رد دزد

بشنو ای پسر، ز این وکیل خر

روح کارگر می خورم قسم خبر ندارد

که این وکیل جز ضرر ندارد

دامنی که ناموس عشق داشت می درندش

هر سری که سرّی ز عشق داشت می برندش

کو به کوی و برزن به برزن همچو گو برندش

ای سرم فدای همچو سر باد

یا فدای آن تنی که سر داد

سر دهد زبان سرخ بر باد

مملکت دگر، نخل بارور، کاو دهد ثمر،

جز تو هیچ، یک نفر ندارد

چون تو باشرف پسر ندارد

ریشۀ خیانت ز جنگ مرو اندر ایران

ریشه کرد زان شد دو نخل بارور نمایان

یک وثوق دولت یکی قوام سلطنت زان

این دو بدگهر چه ها نکردند

در خطا بدان خطا نکردند

آنچه بد که آن به ما نکردند

چرخ حیله گر، زین دو بی پدر،

ناخلف پسر، زیر قبۀ قمر ندارد

آن شجر جز این ثمر ندارد

ادامه‌ی تصنیف‌ها

  1. شمارهٔ ۲۷تا رخت مقید نقاب است
  2. شمارهٔ ۲۸ - مارش خونخون چو سرچشمۀ آب حیات است
  3. شمارهٔ ۲۹ - مارش جمهوریروی دلکش، موی دیجور
  4. شمارهٔ ۳۰رحم ای خدای دادگر کردی نکردی
  5. شمارهٔ ۳۱«ژیان» هاف هافو شو هاف کن ببینم
  6. شمارهٔ ۳۲ - باد خزانیتاریخ دقیق خلق این تصنیف معلوم نیست اما به عنوان آخرین تصنیف در دیوان عارف آمده و او آن را طبق گفتهٔ خودش در اسفند ماه ۱۳۰۳ ه.ش در تبریز «به یاد دلاوران آذربایجانی» خوانده است.
  7. شمارهٔ ۳۳گو به ساقی، کز ایاغی، ترکن دماغی
  8. شمارهٔ ۳۴بهار نو رسید
همه‌ی تصنیف‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.