پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

تصنیف‌ها

شمارهٔ ۲۳

«امیرزاده» گوید:

اگر دگمه‌ات پنبه‌ای بود

یار، جان، پنبه‌ای بود

آشکرالله خوب بچه‌ای بود

به ذات الله، به ذات الله

بازم دگمه‌ات پنبه‌ای نیست

یار، جان، پنبه‌ای نیست

برو دگمه‌اتو پنبه‌ای کن

آشکرالله، آشکرالله

«شکری» گوید:

امیر اگر یار ما بودی

یار وفادار ما بودی

پس «امسال خان» آنجا چه می‌کرد

با عبدالله، با عبدالله

شبی آنجا مهمانی بود

«اسماعیل قربانی» بود

تو صندوقخانه پنهانی بود

به اذن الله، به اذن الله

شبی که خانه خالی بود

فاسق هر سالی بود

آشکرالله پشت قالی بود

به عون الله، به عون الله

قسم خوردی آی بد نکنی

شکری را رد نکنی

الهی خصمت بکند

کلام الله، کلام الله

ادامه‌ی تصنیف‌ها

  1. شمارهٔ ۲۵ - گریه کنبه مناسبت درگذشت کلنل محمد تقی‌خان پسیان
  2. شمارهٔ ۲۶ای دست حق پشت و پناهت بازآ
  3. شمارهٔ ۲۷تا رخت مقید نقاب است
  4. شمارهٔ ۲۸ - مارش خونخون چو سرچشمۀ آب حیات است
  5. شمارهٔ ۲۹ - مارش جمهوریروی دلکش، موی دیجور
  6. شمارهٔ ۳۰رحم ای خدای دادگر کردی نکردی
  7. شمارهٔ ۳۱«ژیان» هاف هافو شو هاف کن ببینم
  8. شمارهٔ ۳۲ - باد خزانیتاریخ دقیق خلق این تصنیف معلوم نیست اما به عنوان آخرین تصنیف در دیوان عارف آمده و او آن را طبق گفتهٔ خودش در اسفند ماه ۱۳۰۳ ه.ش در تبریز «به یاد دلاوران آذربایجانی» خوانده است.
همه‌ی تصنیف‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.