پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

تصنیف‌ها

شمارهٔ ۹ - به مناسبت اخراج مورگان شوستر آمریکایی از ایران

ننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود (حبیبم)

جان نثارش کن و مگذار که مهمان برود (برود)

گر رود «شوستر» از ایران رود ایران بر باد (حبیبم)

ای جوانان مگذارید که ایران برود (برود)

به جسم مرده جانی، تو جان یک جهانی

تو گنج شایگانی، تو عمر جاودانی

خدا کند بمانی، خدا کند بمانی!

*****

*****

شد مسلمانی ما، بین وزیران تقسیم

هرکه تقسیمی خود کرد به دشمن تقدیم

حزبی اندر طلبت بر سر این رأی مقیم

کافریم ار بگذاریم که ایمان برود

به جسم مرده جانی...الخ

مشت دزدی شده امروز در این ملک وزیر

تو در این مملکت امروز خبیری و بصیر

دست بر دامنت آویخته یک مشت فقیر

تو اگر رفتی از این مملکت عنوان برود

به جسم مرده جانی...الخ

شد لبالب دگر از حوصله پیمانۀ ما

دزد خواهد به زمختی ببرد خانۀ ما

ننگ تاریخی عالم شود افسانۀ ما

بگذاریم اگر «شوستر» از ایران برود

به جسم مرده جانی...الخ

سگ چوپان شده با گرگ چو لیلی و مجنون

پاسبان گله امروز شبانی است جبون

شد به دست خودی این کعبۀ دل کن فیکون

یار مگذار کز این خانۀ ویران برود

به جسم مرده جانی...الخ

تو مرو گر برود جان و تن و هستی ما

کور شد دیدۀ بدخواه ز همدستی ما

در فراقت به خماری بکشد مستی ما

نالۀ عارف از این درد به کیوان برود

به جسم مرده جانی...الخ

ادامه‌ی تصنیف‌ها

  1. شمارهٔ ۱۱ - باد فرح‌بخش بهاریعارف در دیوانش می‌نویسد که این تصنیف را پنج-شش ماه پس از «تصنیف شوستر» (که آن را زمستان سال ۱۳۲۹ ه.ق سروده) با «یک حالت یأس و ناامیدی» ساخته است.
  2. شمارهٔ ۱۲بلبل شوریده فغان می‌کند
  3. شمارهٔ ۱۳ - گریه را به مستی ...عارف قزوینی گریه را به مستی را در شکایت از زمامداری ناصرالملک که در آن زمان نایب‌السلطنه احمدشاه بود (سال ۱۳۲۸ ه.ق)، تصنیف کرده است.
  4. شمارهٔ ۱۴ - از کفم رهاعارف بنا به آنچه در دیوانش نوشته این تصنیف را پس از جدایی از «دوست وفادارش» استاد علی‌محمد معمارباش،  بین قم و اصفهان ساخته است (سال ۱۳۲۹ ه.ق).
  5. شمارهٔ ۱۵ترک چشمش ار فتنه کرد راست
  6. شمارهٔ ۱۶ - چه شورهابنا به‌ گفتهٔ عارف قزوینی در دیوانش، چه شورها در استانبول و پس از «معلوم شدن خیالات ترک‌ها نسبت به آذربایجان» تصنیف شده است (اواخر سال ۱۳۳۶ ه.ق).
  7. شمارهٔ ۱۷بماندیم ما، مستقل شد ارمنستان
  8. شمارهٔ ۱۸شانه بر زلف پریشان زده‌ای به به به
همه‌ی تصنیف‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.