پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

تصنیف‌ها

شمارهٔ ۱۹

رحم ای خدای دادگر کردی؟ نکردی

ابقا به فرزند بشر کردی؟ نکردی

بر ما در خشم و غضب بستی؟ نبستی

جز قهر اگر کار دگر کردی نکردی

طاعون،وبا،قحطی، بگو دنیا بگیرد

یک مشت جو گر بارور کردی نکردی

آتش گرفت عالم ز گور بوالبشر بود

صرف نظر گر زین پدر کردی نکردی

گیتی و هرچه اندر، ز خشک و تر بسوزان

شفقت اگر با خشک و تر کردی نکردی

یک دفعه عالم بی خبر زیر و زبر کن

جنبنده ای را گر خبر کردی نکردی

این راه خیری بُد نهادم پیش پایت

با جبرئیل ار خیر و شر کردی نکردی

این اشرف مخلوق زشت و بی شرف را

با جنس سگ همسر اگر کردی نکردی

جز خر کسی تن زیر بار غیر ندهد

گر امتی جز شیعه خر کردی نکردی

ملک کیانی را قجر چون دست خوش کرد

کوتاه اگر دست قجر کردی نکردی

ایران هنرور را به ذلت اندر آرد

عارف اگر کسب هنر کردی نکردی

ادامه‌ی تصنیف‌ها

  1. شمارهٔ ۲۱جان برخی آذربایجان باد
  2. شمارهٔ ۲۲امروز ای فرشتۀ رحمت، بلا شدی
  3. شمارهٔ ۲۳«امیرزاده» گوید:
  4. شمارهٔ ۲۴از خراسان در اعصار
  5. شمارهٔ ۲۵ - گریه کنبه مناسبت درگذشت کلنل محمد تقی‌خان پسیان
  6. شمارهٔ ۲۶ای دست حق پشت و پناهت بازآ
  7. شمارهٔ ۲۷تا رخت مقید نقاب است
  8. شمارهٔ ۲۸ - مارش خونخون چو سرچشمۀ آب حیات است
همه‌ی تصنیف‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.