پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

تصنیف‌ها

شمارهٔ ۴ - نکنم اگر چاره

نکنم اگر چاره دلِ هرجائی را

نتوانم تن ندهم رسوائی را

نرود مرا از سر، سودایت بیرون

اگرش بکوبی تو سر سودائی را

همه شب من اختر شمرم، کی گردد صبح

مه من، چه دانی تو غم تنهائی را؟

چه خوش است اگر دیده رخ دلبر بیند

نبود جز این فایده‌ای بینائی را

چه قیامت است این که تو در قامت داری

بنگر به دنبالت عجب غوغائی را

به چمن بکن جلوه که تا سرو آموزد

ز قد تو، ای سرو روان، رعنائی را

نه چو وامقی همچون من گیتی دیده است

نه نشان دهد چرخ چو تو عذرائی را

همه جا غم عشق تو رفت و باز آمد

چو ندید خوش تر ز دلم مأوایی را

تو جهان پر از شهد سخن کردی عارف

ز تو طوطی آموخته شکرخائی را

ادامه‌ی تصنیف‌ها

  1. شمارهٔ ۶ - برای تاج السلطنه - دختر ناصرالدین شاهتو ای تاج، تاج سر خسروانی
  2. شمارهٔ ۷ - دل هوس سبزه و صحرا نداردبه‌نوشتهٔ عارف قزوینی در دیوانش، دل هوس سبزه و صحرا ندارد هنگامی ساخته شده که شاه مخلوع، محمدعلی‌شاه به‌تحریک روس‌ها وارد گموش‌تپه شده بوده است.
  3. شمارهٔ ۸نه قدرت که با وی نشینم
  4. شمارهٔ ۹ - به مناسبت اخراج مورگان شوستر آمریکایی از ایرانننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود (حبیبم)
  5. شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیدهعارف قزوینی در دیوان خود و در مقدمه‌ای بر این تصنیف، آورده‌است:
  6. شمارهٔ ۱۱ - باد فرح‌بخش بهاریعارف در دیوانش می‌نویسد که این تصنیف را پنج-شش ماه پس از «تصنیف شوستر» (که آن را زمستان سال ۱۳۲۹ ه.ق سروده) با «یک حالت یأس و ناامیدی» ساخته است.
  7. شمارهٔ ۱۲بلبل شوریده فغان می‌کند
  8. شمارهٔ ۱۳ - گریه را به مستی ...عارف قزوینی گریه را به مستی را در شکایت از زمامداری ناصرالملک که در آن زمان نایب‌السلطنه احمدشاه بود (سال ۱۳۲۸ ه.ق)، تصنیف کرده است.
همه‌ی تصنیف‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.