پرش به محتوای اصلی
عارف قزوینی عارف قزوینی

تصنیف‌ها

شمارهٔ ۷ - دل هوس سبزه و صحرا ندارد

به‌نوشتهٔ عارف قزوینی در دیوانش، دل هوس سبزه و صحرا ندارد هنگامی ساخته شده که شاه مخلوع، محمدعلی‌شاه به‌تحریک روس‌ها وارد گموش‌تپه شده بوده است.

دل هوس سبزه و صحرا ندارد (ندارد)

میل به گلگشت و تماشا ندارد (ندارد)

دل سر همراهی با ما ندارد (ندارد)

خون شود این دل که شکیبا ندارد (ندارد)

ای دل غافل، نقش تو باطل،

خون شوی ای دل، خون شوی ای دل

دلی دیوانه داریم، ز خود بیگانه داریم

ز کس پروا (جانم پروا، خدا پروا) نداریم

چه ظلم ها که از گردش آسمان ندیدیم

به غیر مشت دزد همره کاروان ندیدیم

در این رمه به جز گرگ دگر شبان ندیدیم

به پای گل به جز زحمت باغبان ندیدیم

به کوی یار جز حاجب پاسبان ندیدیم

خانه ز همسایهٔ بد در امان نیست

حب وطن در دل بدفطرتان نیست

سگ به کسی بی‌سببی مهربان نیست

رم کن از آن دام که آن دانه دارد

ای دل غافل...الخ

دلی دیوانه کردی...الخ

چه ظلم ها...الخ

یوسف مشروطه ز چه بر کشیدیم

آه که چون گرگ خود او را دریدیم

پیرهنی در بر یعقوب دیدیم

هیچ ز اخوان کسی حاشا ندارد

ایضاً

چند ز پلتیک اجانب به خوابید

تا به کی از دست عدو در عذابید

دست برآرید که مالک رقابید

مرد به جز مرگ تمنا ندارد

ایضاً

همتی ای خلق گر ایران پرستید

از چه در این مرحله ایمن نشستید

منتظر روزی ازین بد ترستید؟

صبر ازین بیش دگر جا ندارد

ایضاً

گر نبری رنج، توانگر نگردی

این ره عشق است دلا برنگردی

شمع صفت سوز که تا کشته گردی

عارف بی دل سر پروا ندارد

ایضاً

ادامه‌ی تصنیف‌ها

  1. شمارهٔ ۹ - به مناسبت اخراج مورگان شوستر آمریکایی از ایرانننگ آن خانه که مهمان ز سر خوان برود (حبیبم)
  2. شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیدهعارف قزوینی در دیوان خود و در مقدمه‌ای بر این تصنیف، آورده‌است:
  3. شمارهٔ ۱۱ - باد فرح‌بخش بهاریعارف در دیوانش می‌نویسد که این تصنیف را پنج-شش ماه پس از «تصنیف شوستر» (که آن را زمستان سال ۱۳۲۹ ه.ق سروده) با «یک حالت یأس و ناامیدی» ساخته است.
  4. شمارهٔ ۱۲بلبل شوریده فغان می‌کند
  5. شمارهٔ ۱۳ - گریه را به مستی ...عارف قزوینی گریه را به مستی را در شکایت از زمامداری ناصرالملک که در آن زمان نایب‌السلطنه احمدشاه بود (سال ۱۳۲۸ ه.ق)، تصنیف کرده است.
  6. شمارهٔ ۱۴ - از کفم رهاعارف بنا به آنچه در دیوانش نوشته این تصنیف را پس از جدایی از «دوست وفادارش» استاد علی‌محمد معمارباش،  بین قم و اصفهان ساخته است (سال ۱۳۲۹ ه.ق).
  7. شمارهٔ ۱۵ترک چشمش ار فتنه کرد راست
  8. شمارهٔ ۱۶ - چه شورهابنا به‌ گفتهٔ عارف قزوینی در دیوانش، چه شورها در استانبول و پس از «معلوم شدن خیالات ترک‌ها نسبت به آذربایجان» تصنیف شده است (اواخر سال ۱۳۳۶ ه.ق).
همه‌ی تصنیف‌ها ←

عارف قزوینی درباره‌ی عارف قزوینی

ابوالقاسم عارف قزوینی (۱۲۵۹–۱۳۱۲ ه.ش)، شاعر و تصنیف‌ساز اهل ایران بود. عارف در سال ۱۲۵۹ هجری شمسی در قزوین متولد شد. پدرش «ملاهادی وکیل» بود. عارف صرف و نحو عربی و فارسی را در قزوین فراگرفت. خط شکسته و نستعلیق را بسیار خوب می‌نوشت. موسیقی را نزد میرزاصادق خرازی فراگرفت. مدتی به اصرار پدر در پای منبر میرزا حسن واعظ، یک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.