پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

متفرقات

۶۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۶۲ شکسته بند قناعت مرا دهان بسته است
  2. شمارهٔ ۳۶۳ کجا به سیر چمن با رخ گشاده نشد
  3. شمارهٔ ۳۶۴ رخ تو روی نگاه از پری بگرداند
  4. شمارهٔ ۳۶۵ سحر که پرده ز رخ گلرخان براندازند
  5. شمارهٔ ۳۶۶ درست سازد اگر شیشه شیشه گر شکند
  6. شمارهٔ ۳۶۷ دلاوران که صف کارزار می شکنند
  7. شمارهٔ ۳۶۸ ترا که چتر زراندود آفتاب بود
  8. شمارهٔ ۳۶۹ ز هر نهال به قد سرو اگر زیاده بود
  9. شمارهٔ ۳۷۰ به تیغ هر که شود کشته پایدار شود
  10. شمارهٔ ۳۷۱ ز درد می دل زهاد با صفا نشود
  11. شمارهٔ ۳۷۲ محنت مردم آزاده فزونتر باشد
  12. شمارهٔ ۳۷۳ فیض در دامن صحرای جنون می باشد
  13. شمارهٔ ۳۷۴ آب بر آتش هر بی سر و پا افشاند
  14. شمارهٔ ۳۷۵ ساده لوحان که بدآموز به صحبت شده اند
  15. شمارهٔ ۳۷۶ سرزلف سخن آن روز به دستم دادند
  16. شمارهٔ ۳۷۷ نی اگر از دل پررخنه صدایی نزند
  17. شمارهٔ ۳۷۸ دل چو آرایش مژگان تر خویش کند
  18. شمارهٔ ۳۷۹ عشق چون شعله کشد اشک دمادم چه کند؟
  19. شمارهٔ ۳۸۰ آه را یاد سر زلف تو پیچیده کند
  20. شمارهٔ ۳۸۱ خلد تسخیر دل اهل محبت نکند
  21. شمارهٔ ۳۸۲ باده ای را نپرستم که خرابم نکند
  22. شمارهٔ ۳۸۳ عاشقانی که دل از گریه سبکبار کنند
  23. شمارهٔ ۳۸۴ عشقبازان چو جلای نظر پاک دهند
  24. شمارهٔ ۳۸۵ داغ سودای ترا بر دل بی کینه نهند
  25. شمارهٔ ۳۸۶ دل به خال تو عبث چشم طمع دوخته بود
  26. شمارهٔ ۳۸۷ می خرامید و صبوح از می بی غش زده بود
  27. شمارهٔ ۳۸۸ پیش ازین سینه ام از چاک گلستانی بود
  28. شمارهٔ ۳۸۹ (چشمت که راه توبه احباب می زند
  29. شمارهٔ ۳۹۰ چون لاله هر که باده حمرا نمی زند
  30. شمارهٔ ۳۹۱ دم گرچه پیش آینه عالم نمی‌زند
  31. شمارهٔ ۳۹۲ ماه از حجاب روی تو پروین عرق کند
  32. شمارهٔ ۳۹۳ تا چند رخ ز باده کسی لاله گون کند؟
  33. شمارهٔ ۳۹۴ چندان که ممکن است کسی مردمی کند
  34. شمارهٔ ۳۹۵ اول به ظالمان اثر ظلم می رسد
  35. شمارهٔ ۳۹۶ در خشت خم به چشم حقارت نظر مکن
  36. شمارهٔ ۳۹۷ این ناقصان که فخر به انساب می کنند
  37. شمارهٔ ۳۹۸ تیر از فراق شست تو می کرد ناله دوش؟
  38. شمارهٔ ۳۹۹ مژگان من ز اشک دمی بی گهر نبود
  39. شمارهٔ ۴۰۰ خطت ز پیش چشم سوادم نمی رود
  40. شمارهٔ ۴۰۱ (هرگه لبت به خنده تبسم ادا شود
  41. شمارهٔ ۴۰۲ دل روبرو به خنجر مژگان چرا شود
  42. شمارهٔ ۴۰۳ آنجا که عارض تو ز می لاله گون شود
  43. شمارهٔ ۴۰۴ عمرم به تلخکامی مل خرج می شود
  44. شمارهٔ ۴۰۵ ای سنگدل عقیق تو بدنام می شود
  45. شمارهٔ ۴۰۶ از خواب، چشم شوخ تو سنگین نمی شود
  46. شمارهٔ ۴۰۷ هرکس که از رخ تو نظر آب می‌دهد
  47. شمارهٔ ۴۰۸ گل بوی بی وفایی ارواح می دهد
  48. شمارهٔ ۴۰۹ آیینه ات ز چشم بدان بی صفا شده است
  49. شمارهٔ ۴۱۰ عاشق عنان به چرخ مقوس نمی دهد
  50. شمارهٔ ۴۱۱ هرگز کسی ز قافله دل نشان ندید
  51. شمارهٔ ۴۱۲ به جای قطره باران به کشت طالع ما
  52. شمارهٔ ۴۱۳ تبسمی پی دشنام تلخ در کارست
  53. شمارهٔ ۴۱۴ چه شد دگر که فغان از دلم خروش کشید؟
  54. شمارهٔ ۴۱۵ مرا در آتش بی رحمی عتاب مسوز
  55. شمارهٔ ۴۱۶ نسیم از چمن و مشک از ختن گوید
  56. شمارهٔ ۴۱۷ رونق ز لاله زار تو خط سیاه برد
  57. شمارهٔ ۴۱۸ گفتار او غم از دل ناکام می برد
  58. شمارهٔ ۴۱۹ تا چند ناگواری از اندازه بگذرد؟
  59. شمارهٔ ۴۲۰ تنها نه کار من به نگاه نخست کرد
  60. شمارهٔ ۴۲۱ کی دیدمش که گریه سر حرف وا نکرد؟

متن اشعار به نقل از گنجور.