پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

متفرقات

۶۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۴۲۲ تا عشق هست ناله به فریاد می رسد
  2. شمارهٔ ۴۲۳ جان چون کمال یافت به جانانه می رسد
  3. شمارهٔ ۴۲۴ از بس ادب که یافت دل ما ادیب شد
  4. شمارهٔ ۴۲۵ آخر غبار خط تو گرد کساد شد
  5. شمارهٔ ۴۲۶ خالش بلای جان ز خط مشکبار شد
  6. شمارهٔ ۴۲۷ بال و پر محیط ز موج آشکاره شد
  7. شمارهٔ ۴۲۸ آثار عشق در دل چون سنگ من نماند
  8. شمارهٔ ۴۲۹ گردنکشی مکن که ضعیفان به آه سرد
  9. شمارهٔ ۴۳۰ مردم ز حد خویش برون پا نهاده‌اند
  10. شمارهٔ ۴۳۱ روشندلان که آینه جان زدوده اند
  11. شمارهٔ ۴۳۲ این ریش پروران که گرفتار شانه اند
  12. شمارهٔ ۴۳۳ جوش سخن من بود از جذبه مردان
  13. شمارهٔ ۴۳۴ رخسار تو با خط سیه کار چه سازد؟
  14. شمارهٔ ۴۳۵ می بی خبر از نرگس شهلای تو ریزد
  15. شمارهٔ ۴۳۶ از دیده حیرت زده چون آب نریزد؟
  16. شمارهٔ ۴۳۷ در دور خط آن سیم ذقن تلخ سخن شد
  17. شمارهٔ ۴۳۸ لب تشنه تو، سوخته ای نیست نباشد
  18. شمارهٔ ۴۳۹ توفیق، مرا رخت به منزل نرساند
  19. شمارهٔ ۴۴۰ ترسم که مرا عشق به مردی نرساند
  20. شمارهٔ ۴۴۱ چون حرف زند، غنچه ز گفتار بماند
  21. شمارهٔ ۴۴۲ جمعی که سر خویش به فتراک تو بستند
  22. شمارهٔ ۴۴۳ کی در تن خاکی دل آگاه گذارند؟
  23. شمارهٔ ۴۴۴ جویای تو آسودگی از مرگ نبیند
  24. شمارهٔ ۴۴۵ تا صدق طلب خضر من آبله پا بود
  25. شمارهٔ ۴۴۶ احوال دل خسته به اغیار مگویید
  26. شمارهٔ ۴۴۷ (شکست حال پریشان ما چه فایده دارد؟
  27. شمارهٔ ۴۴۸ کدام شوخ که با من سر عتاب ندارد؟
  28. شمارهٔ ۴۴۹ عجب نباشد اگر دل ز آسمان بگریزد
  29. شمارهٔ ۴۵۰ خراب شو که به ملک خراب باج نباشد
  30. شمارهٔ ۴۵۱ همت عالی نظر به پست ندارد
  31. شمارهٔ ۴۵۲ دور قدح را مه تمام ندارد
  32. شمارهٔ ۴۵۳ ره به فروغ رخش نقاب نگیرد
  33. شمارهٔ ۴۵۴ طالع ما عیش را غم می کند
  34. شمارهٔ ۴۵۵ گریهٔ ما دل به طوفان می‌دهد
  35. شمارهٔ ۴۵۶ نه هر دل جای سودای تو باشد
  36. شمارهٔ ۴۵۷ هر که نبرد آب خود چشمه کوثر شود
  37. شمارهٔ ۴۵۸ خار پیراهن مشو آسودگان خاک را
  38. شمارهٔ ۴۵۹ غم مرا در جان بی حاصل نمی گیرد قرار
  39. شمارهٔ ۴۶۰ آشیان بلبلان پر گل شد از جوش بهار
  40. شمارهٔ ۴۶۱ باز دارم نعل در آتش ز پیکان دگر
  41. شمارهٔ ۴۶۲ ای ز رویت هر نظر محو تماشای دگر
  42. شمارهٔ ۴۶۳ نوازش می کند بی حاصلان را آسمان کمتر
  43. شمارهٔ ۴۶۴ با بخت تیره کوکب ما را چه اعتبار؟
  44. شمارهٔ ۴۶۵ درویش خامش است ز مبرم کشنده تر
  45. شمارهٔ ۴۶۶ اقبال، گلی از چمن نیت خیرست
  46. شمارهٔ ۴۶۷ ای دل بی تاب زاری واگذار
  47. شمارهٔ ۴۶۸ رزق نزدیکان حق آید به پای خویشتن
  48. شمارهٔ ۴۶۹ رنگ من کرده به بال و پر عنقا پرواز
  49. شمارهٔ ۴۷۰ سرو از قد تو کسب رعونت کند هنوز
  50. شمارهٔ ۴۷۱ چون مسیحا فرد شو دل زنده جاوید باش
  51. شمارهٔ ۴۷۲ مست ناز من چنین مغرور و بی پروا مباش
  52. شمارهٔ ۴۷۳ یوسف من از زلیخا مشربان دامن بکش
  53. شمارهٔ ۴۷۴ سرمه یعقوب را مالیده گرد دامنش
  54. شمارهٔ ۴۷۵ کاکل او درهم است از شورش سودای خویش
  55. شمارهٔ ۴۷۶ فصل گل می گذرد بی قدح و جام مباش
  56. شمارهٔ ۴۷۷ آن که از چاک دل خویش بود محرابش
  57. شمارهٔ ۴۷۸ آه کان سرو گل اندام ز رعنایی ها
  58. شمارهٔ ۴۷۹ موجه ای کو که ز دریا نبود ما و منش؟
  59. شمارهٔ ۴۸۰ خرقه ای دوختم از داغ جنون بر تن خویش
  60. شمارهٔ ۴۸۱ به گوشه قفس از آشیانه قانع باش

متن اشعار به نقل از گنجور.