پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

متفرقات

شمارهٔ ۳۷۱

ز درد می دل زهاد با صفا نشود

که چشم آبله روشن به توتیا نشود

پس از فراق، قلم نیست بر شکسته دلان

چو نی جدا ز شکر گشت بوریا نشود

جدا فتاده ام از کاروان در آن وادی

که ناله جرس از کاروان جدا نشود

گرفته ای پی طول امل به عنوانی

که هیچ کور چنان پیرو عصا نشود

تا ز خود گم نشود دل به هدایت نرسد

درد درمان نشود تا به نهایت نرسد

راه طی گشت و همان دوری منزل برجاست

که شنیده است که منزل به نهایت نرسد؟

ستم این است که می فهمد و می پوشد چشم

کاش آن شوخ به مضمون شکایت نرسد

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۳۷۳فیض در دامن صحرای جنون می باشد
  2. شمارهٔ ۳۷۴آب بر آتش هر بی سر و پا افشاند
  3. شمارهٔ ۳۷۵ساده لوحان که بدآموز به صحبت شده اند
  4. شمارهٔ ۳۷۶سرزلف سخن آن روز به دستم دادند
  5. شمارهٔ ۳۷۷نی اگر از دل پررخنه صدایی نزند
  6. شمارهٔ ۳۷۸دل چو آرایش مژگان تر خویش کند
  7. شمارهٔ ۳۷۹عشق چون شعله کشد اشک دمادم چه کند؟
  8. شمارهٔ ۳۸۰آه را یاد سر زلف تو پیچیده کند
همه‌ی متفرقات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.