پرش به محتوای اصلی
صائب

صائب

متفرقات

۶۸۳ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۲ دلم در سینه درس ناله مستانه می‌خواند
  2. شمارهٔ ۳۰۳ حجاب بی‌زبانم رخصت گفتار می‌خواهد
  3. شمارهٔ ۳۰۴ طبیب پست فطرت خلق را رنجور می خواهد
  4. شمارهٔ ۳۰۵ شود رد خلایق هرکه را الله می‌خواهد
  5. شمارهٔ ۳۰۶ خوشا دردی که هر مو بر تن من در خروش آید
  6. شمارهٔ ۳۰۷ ز سبزی گر برون گردون مینارنگ می آید
  7. شمارهٔ ۳۰۸ به لب از شوق صدره بیش جان نامه می آید
  8. شمارهٔ ۳۰۹ اگر خواهی سر مویی نپیچد سر ز فرمانت
  9. شمارهٔ ۳۱۰ مگر پروانه حرفی از کنار و بوس می گوید؟
  10. شمارهٔ ۳۱۱ (صبا در هم خبر از طره جانانه می گوید
  11. شمارهٔ ۳۱۲ آن که چشمان ترا نشأه بیهوشی داد
  12. شمارهٔ ۳۱۳ (یک ادای نمکین در همه عمر نکرد
  13. شمارهٔ ۳۱۴ زلف او کی به خیال من غمناک افتد؟
  14. شمارهٔ ۳۱۵ گر چنین سرو ز بالای تو درهم گردد
  15. شمارهٔ ۳۱۶ اگر ابروی تو محراب نمازم گردد
  16. شمارهٔ ۳۱۷ حسن خط پرده فهمیدن مضمون گردد
  17. شمارهٔ ۳۱۸ عیب در چشم و دل پاک هنر می‌گردد
  18. شمارهٔ ۳۱۹ شبنم از روی لطیف تو نظر می دزدد
  19. شمارهٔ ۳۲۰ بوی گل مژده آشوب جنون می آرد
  20. شمارهٔ ۳۲۱ شوربختی ز دو چشم تر ما می بارد
  21. شمارهٔ ۳۲۲ هر که را می نگری شکوه ز قسمت دارد
  22. شمارهٔ ۳۲۳ ناله ام کاوش ازان خنجر مژگان دارد
  23. شمارهٔ ۳۲۴ نمک لعل تو کی چشمه حیوان دارد؟
  24. شمارهٔ ۳۲۵ اشک ما آتش حل کرده به دامن دارد
  25. شمارهٔ ۳۲۶ چمن خلد کی این لاله و نسرین دارد؟
  26. شمارهٔ ۳۲۷ با رخت آینه خوش عیش تمامی دارد
  27. شمارهٔ ۳۲۸ خنک آن دل که ز وسواس تمنا گذرد
  28. شمارهٔ ۳۲۹ رهنوردی که مدارش به توکل گذرد
  29. شمارهٔ ۳۳۰ داغم از خنده بیهوده خود، می ترسم
  30. شمارهٔ ۳۳۱ قطع امید ازان زلف دوتا نتوان کرد
  31. شمارهٔ ۳۳۲ برو ای غیر به ما داغ محبت مفروش
  32. شمارهٔ ۳۳۳ هر که شبها ز سر زانوی خود بالین کرد
  33. شمارهٔ ۳۳۴ هر کجا از خط سبز تو سخن می خیزد
  34. شمارهٔ ۳۳۵ مرغ من در بغل بیضه هم آزاد نبود
  35. شمارهٔ ۳۳۶ نکشم ناز بتی را که جفاجو نبود
  36. شمارهٔ ۳۳۷ مصر روشن ز جمال مه کنعان نشود
  37. شمارهٔ ۳۳۸ رام عاشق نشدن، کام زلیخا دادن
  38. شمارهٔ ۳۳۹ سخنی کز دهن تنگ تو برمی‌آید
  39. شمارهٔ ۳۴۰ خون به جوشم ز خط غالیه‌گون می‌آید
  40. شمارهٔ ۳۴۱ مگر از ناله بلبل دل ما بگشاید
  41. شمارهٔ ۳۴۲ گلی از عیش نچیدم که ملالی نرسید
  42. شمارهٔ ۳۴۳ دو دل شوم چو به زلفش مرا نگاه افتد
  43. شمارهٔ ۳۴۴ کجا دماغ تو گرم از شراب می‌گردد؟
  44. شمارهٔ ۳۴۵ درین ریاض کسی خوشه اش دو سر دارد
  45. شمارهٔ ۳۴۶ کسی که کاوش عشقی درون خود دارد
  46. شمارهٔ ۳۴۷ چو دست خود به دعا می پرست بردارد
  47. شمارهٔ ۳۴۸ لبش به ظاهر اگر حرف شکرین دارد
  48. شمارهٔ ۳۴۹ شراب روز دل لاله را سیه دارد
  49. شمارهٔ ۳۵۰ ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد
  50. شمارهٔ ۳۵۱ به حسن، خیرگی ما چه می تواند کرد؟
  51. شمارهٔ ۳۵۲ به آه سرد دل خود دو نیم باید کرد
  52. شمارهٔ ۳۵۳ ز سرنوشت قضا احتراز نتوان کرد
  53. شمارهٔ ۳۵۴ سخن چو هر دو لب او به یکدگر می خورد
  54. شمارهٔ ۳۵۵ سبکروی به صف دشمنان شبیخون زد
  55. شمارهٔ ۳۵۶ چو شبنم آن که دل خویش با صفا سازد
  56. شمارهٔ ۳۵۷ غریب کوی تو در هر کجا وطن سازد
  57. شمارهٔ ۳۵۸ دل رمیده به این خاکدان نمی سازد
  58. شمارهٔ ۳۵۹ غبار خط چو به عزم نبرد می خیزد
  59. شمارهٔ ۳۶۰ به دل علاقه نداریم تا به جان چه رسد
  60. شمارهٔ ۳۶۱ مس وجود مرا درد کیمیا باشد

متن اشعار به نقل از گنجور.