پرش به محتوای اصلی
صائب صائب

متفرقات

شمارهٔ ۳۶۱

مس وجود مرا درد کیمیا باشد

طلای بی غش من درد بی دوا باشد

حصار عافیت من شده است درویشی

دعای جوشن من نقش بوریا باشد

ز آشنایی مردم، گزیده هر کس شد

کناره گیرد ازان سگ که آشنا باشد

ادامه‌ی متفرقات

  1. شمارهٔ ۳۶۳کجا به سیر چمن با رخ گشاده نشد
  2. شمارهٔ ۳۶۴رخ تو روی نگاه از پری بگرداند
  3. شمارهٔ ۳۶۵سحر که پرده ز رخ گلرخان براندازند
  4. شمارهٔ ۳۶۶درست سازد اگر شیشه شیشه گر شکند
  5. شمارهٔ ۳۶۷دلاوران که صف کارزار می شکنند
  6. شمارهٔ ۳۶۸ترا که چتر زراندود آفتاب بود
  7. شمارهٔ ۳۶۹ز هر نهال به قد سرو اگر زیاده بود
  8. شمارهٔ ۳۷۰به تیغ هر که شود کشته پایدار شود
همه‌ی متفرقات ←

صائب درباره‌ی صائب

ملک‌الشعرا مولانا میرزا محمدعلی صائب تبریزی رحمه‌الله علیه (زادهٔ ۱۰۰۰ هجری‌ قمری در اصفهان یا بنا به روایتی دیگر در تبریز) از شاعران پرآوازهٔ عهد صفویه بود که به واسطهٔ نوآوری‌ها و مضمون‌پردازی‌های بدیع در سبک رایج آن دوره (سبک هندی) به وی لقب شاهِ سبک هندی داده‌اند. در حقیقت او در این طرز سخن‌وری به قدری به نوآوری پر...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.