پرش به محتوای اصلی
رهی معیری

رهی معیری

غزلها - جلد چهارم

۲۵ شعر

فهرست اشعار

  1. برق نگاه به روی سیل گشادیم راه خانهٔ خویش
  2. خشکسال ادب دگر ز جان من ای سیم‌بر چه می‌خواهی؟
  3. حاصل عمر بس که جفا ز خار و گل دید دلِ رمیده‌ام
  4. جلوه نخستین رخم چو لاله ز خوناب دیده رنگین است
  5. بوسه جام تو سوز آه من ای مرغ شب چه می‌دانی؟
  6. ناله جویبار گرچه روزی تیره‌تر از شام غم باشد مرا
  7. کیان اندوه نی افسرده‌ای هنگام گل روید ز خاک من
  8. سرگشته بی‌روی تو راحت ز دل زار گریزد
  9. یار دیرین به سوی ما گذار مردم دنیا نمی‌افتد
  10. حصار عافیت نسیم وصل به افسردگان چه خواهد کرد؟
  11. ساغر خورشید زلف و رخسار تو ره بر دل بی‌تاب زنند
  12. آیینهٔ روشن ز کینه دور بود سینه‌ای که من دارم
  13. دریادل دور از تو هرشب تا سحر گریان چو شمع محفلم
  14. سیه مست وای از این افسردگان فریاد اهل درد کو؟
  15. پشیمانی دل زودباورم را به کرشمه‌ای ربودی
  16. آزاده بر خاطر آزاده غباری ز کسم نیست
  17. مکتب عشق هرشب فزاید تاب و تب من
  18. در سایه سرو حال تو روشن است دلا از ملال تو
  19. حلقهٔ موج گه شکایت از گلی گه شکوه از خاری کنم
  20. محنت‌سرای خاک من کیستم ز مردم دنیا رمیده‌ای
  21. پیر هرات بخت نافرجام اگر با عاشقان یاری کند
  22. آتش جاوید ستاره شعله‌ای از جان دردمند من است
  23. زبان اشک چون صبح نودمیده صفا گستر است اشک
  24. گلبانگ رود نوای آسمانی آید از گلبانگ رود امشب
  25. شکوه ناتمام نسیم عشق ز کوی هوس نمی‌آید

متن اشعار به نقل از گنجور.