پرش به محتوای اصلی
رهی معیری رهی معیری

غزلها - جلد چهارم

زبان اشک

چون صبح نودمیده صفا گستر است اشک

روشن‌تر از ستاره روشنگر است اشک

گوهر اگر ز قطره باران شود پدید

با آفتاب و ماه ز یک گوهر است اشک

با اشک هم اثر نتوان خواند ناله را

غم‌پرور است ناله و جان‌پرور است اشک

بارد ازو لطافت و تابد ازو فروغ

چون گوی سینه بت سیمین‌بر است اشک

خاطر فریب و گرم و دلاویز و تابناک

همرنگ چهره تو پری‌پیکر است اشک

از داغ آتشین‌لب ساغرنواز تو

در جان ماست آتش و در ساغر است اشک

با دردمند عشق تو همخانه است آه

با آشنای چشم تو هم‌بستر است اشک

لب بسته‌ای ز گفتن راز نهان رهی

غافل که از زبان تو گویاتر است اشک

ادامه‌ی غزلها - جلد چهارم

  1. شکوه ناتمامنسیم عشق ز کوی هوس نمی‌آید
همه‌ی غزلها - جلد چهارم ←

رهی معیری درباره‌ی رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع)...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.