فهرست اشعار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ چند گوئی که:چو ایام بهار آید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ در درج سخن بگشای بر پند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ آزردن ما زمانه خو دارد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ خردمند را می چه گوید خرد؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ کسی که قصد ز عالم به خواب و خور دارد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ خوب یکی نکته یادم است زاستاد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ جان و خرد رونده بر این چرخ اخضرند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ بالای هفت چرخ مدور دو گوهرند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ چند گردی گردم ای خیمهٔ بلند؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ ای هفت مدبر که بر این پرده سرائید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ ای خواجه جهان حیل بسی داند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ هوشیاران ز خواب بیدارند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۳ مرد چو با خویشتن شمار کند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۴ صبا باز با گل چه بازار دارد؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ هر که جان خفته را از خواب جهل آوا کند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۶ کسی کز راز این دولاب پیروزه خبر دارد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۷ چون همی بودهها بفرساید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۸ آمد بهار و نوبت صحرا شد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ تا مرد خر و کور کر نباشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ ای شده چاکر آن درگه انبوه بلند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱ جز که هشیار حکیمان خبر از کار ندارند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ نندیشم از کسی که به نادانی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ مردم سفله به سان گرسنه گربه
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ این دهر باشگونه چو بستیزد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ چو تنها بُوی گربهات مونس آید
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ ز بند آز به جز عاقلان نرستهستند
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷ از بهر چه این خر رمه بیبند و فسارند؟
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ وعدهٔ این چرخ همه باد بود
- قصیدهٔ شمارهٔ ۸۹ فرو مایه چون سیر خورده بباشد
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۰ گویمت چگونه شود زنده کو هلاک شود:
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱ بر دشمنی دشمنت چو دیدی
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ بر ره مکر و حسد مپوی ازیراک
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ نبینی بر درخت این جهان بار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴ برکن زخواب غفلت پورا سر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۵ ای کهن گشته در سرای غرور
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ ای گشته جهان و خوانده دفتر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ با خویشتن شمار کن ای هوشیار پیر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ ای چنبر گردنده بدین گوی مدور
- قصیدهٔ شمارهٔ ۹۹ این زرد تن لاغر گل خوار سیه سار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۰ اصل نفع و ضر و مایهٔ خوب و زشت و خیر و شر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ ای به هوا و مراد این تن غدار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ یکی خانه کردند بس خوب و دلبر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ ای زده تکیه بر بلند سریر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ ای خوانده بسی علم و جهان گشته سراسر،
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ ای ذات تو ناشده مصور
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۶ بنالم به تو ای علیم قدیر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۷ ای حجت بسیار سخن، دفتر پیش آر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ ای خردمند و هنر پیشه و بیدار و بصیر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ ای یار سرود و آب انگور
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۰ هشیار باش و خفته مرو تیز بر ستور
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ برآمد سپاه بخار از بحار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ نگه کن زده صف دو انبوه لشکر
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ پند بدادمت من، ای پور، پار
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ نشنودهای که دید یکی زیرک
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ ای کهن گشته تن و دیده بسی نعمت و ناز
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ ای تو را آروزی نعمت و ناز
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ کسی پر خانه دشتی دید هرگز
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ ای خداوند این کبود خراس
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ ای بستهی خود کرده دل خلق به ناموس
- قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰ مرد را خوار چه دارد؟ تن خوش خوارش
متن اشعار به نقل از گنجور.