پرش به محتوای اصلی
ناصرخسرو

ناصرخسرو

قصاید

۲۸۱ شعر

فهرست اشعار

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ چند گوئی که:چو ایام بهار آید
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۲ در درج سخن بگشای بر پند
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۳ آزردن ما زمانه خو دارد
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۴ خردمند را می چه گوید خرد؟
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۵ کسی که قصد ز عالم به خواب و خور دارد
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۶ خوب یکی نکته یادم است زاستاد
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۷ جان و خرد رونده بر این چرخ اخضرند
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۸ بالای هفت چرخ مدور دو گوهرند
  9. قصیدهٔ شمارهٔ ۶۹ چند گردی گردم ای خیمهٔ بلند؟
  10. قصیدهٔ شمارهٔ ۷۰ ای هفت مدبر که بر این پرده سرائید
  11. قصیدهٔ شمارهٔ ۷۱ ای خواجه جهان حیل بسی داند
  12. قصیدهٔ شمارهٔ ۷۲ هوشیاران ز خواب بیدارند
  13. قصیدهٔ شمارهٔ ۷۳ مرد چو با خویشتن شمار کند
  14. قصیدهٔ شمارهٔ ۷۴ صبا باز با گل چه بازار دارد؟
  15. قصیدهٔ شمارهٔ ۷۵ هر که جان خفته را از خواب جهل آوا کند
  16. قصیدهٔ شمارهٔ ۷۶ کسی کز راز این دولاب پیروزه خبر دارد
  17. قصیدهٔ شمارهٔ ۷۷ چون همی بوده‌ها بفرساید
  18. قصیدهٔ شمارهٔ ۷۸ آمد بهار و نوبت صحرا شد
  19. قصیدهٔ شمارهٔ ۷۹ تا مرد خر و کور کر نباشد
  20. قصیدهٔ شمارهٔ ۸۰ ای شده چاکر آن درگه انبوه بلند
  21. قصیدهٔ شمارهٔ ۸۱ جز که هشیار حکیمان خبر از کار ندارند
  22. قصیدهٔ شمارهٔ ۸۲ نندیشم از کسی که به نادانی
  23. قصیدهٔ شمارهٔ ۸۳ مردم سفله به سان گرسنه گربه
  24. قصیدهٔ شمارهٔ ۸۴ این دهر باشگونه چو بستیزد
  25. قصیدهٔ شمارهٔ ۸۵ چو تنها بُوی گربه‌ات مونس آید
  26. قصیدهٔ شمارهٔ ۸۶ ز بند آز به جز عاقلان نرسته‌ستند
  27. قصیدهٔ شمارهٔ ۸۷ از بهر چه این خر رمه بی‌بند و فسارند؟
  28. قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸ وعدهٔ این چرخ همه باد بود
  29. قصیدهٔ شمارهٔ ۸۹ فرو مایه چون سیر خورده بباشد
  30. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۰ گویمت چگونه شود زنده کو هلاک شود:
  31. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱ بر دشمنی دشمنت چو دیدی
  32. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲ بر ره مکر و حسد مپوی ازیراک
  33. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳ نبینی بر درخت این جهان بار
  34. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴ برکن زخواب غفلت پورا سر
  35. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۵ ای کهن گشته در سرای غرور
  36. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ ای گشته جهان و خوانده دفتر
  37. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷ با خویشتن شمار کن ای هوشیار پیر
  38. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ ای چنبر گردنده بدین گوی مدور
  39. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۹ این زرد تن لاغر گل خوار سیه سار
  40. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۰ اصل نفع و ضر و مایهٔ خوب و زشت و خیر و شر
  41. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ ای به هوا و مراد این تن غدار
  42. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۲ یکی خانه کردند بس خوب و دلبر
  43. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۳ ای زده تکیه بر بلند سریر
  44. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۴ ای خوانده بسی علم و جهان گشته سراسر،
  45. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ ای ذات تو ناشده مصور
  46. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۶ بنالم به تو ای علیم قدیر
  47. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۷ ای حجت بسیار سخن، دفتر پیش آر
  48. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ ای خردمند و هنر پیشه و بیدار و بصیر
  49. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۹ ای یار سرود و آب انگور
  50. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۰ هشیار باش و خفته مرو تیز بر ستور
  51. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۱ برآمد سپاه بخار از بحار
  52. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲ نگه کن زده صف دو انبوه لشکر
  53. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۳ پند بدادمت من، ای پور، پار
  54. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴ نشنوده‌ای که دید یکی زیرک
  55. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ ای کهن گشته تن و دیده بسی نعمت و ناز
  56. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ ای تو را آروزی نعمت و ناز
  57. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷ کسی پر خانه دشتی دید هرگز
  58. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ ای خداوند این کبود خراس
  59. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ ای بسته‌ی خود کرده دل خلق به ناموس
  60. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰ مرد را خوار چه دارد؟ تن خوش خوارش

متن اشعار به نقل از گنجور.