پرش به محتوای اصلی
ناصرخسرو ناصرخسرو

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۸۸

وعدهٔ این چرخ همه باد بود

وعده رطب کرد و فرستاد تود

باد شمر کار جهان را که نیست

تار جهان را به جز از باد پود

دانا داند که ندارد به طبع

آتش او جز که ز بیداد دود

زود بیفگن ز دلت بند آز

تا شوی از بندگی آزاد زود

جان تو مایه است و تنت سود کرد

سود به مایه همی آباد بود

مایه نگه‌دار به دین و مخور

انده این سود مپرساد سود

بس که نوشتی و نویساد از آنچ

نیز چنین کس منویساد سود

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۰گویمت چگونه شود زنده کو هلاک شود:
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱بر دشمنی دشمنت چو دیدی
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۲بر ره مکر و حسد مپوی ازیراک
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳نبینی بر درخت این جهان بار
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴برکن زخواب غفلت پورا سر
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۵ای کهن گشته در سرای غرور
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ای گشته جهان و خوانده دفتر
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷با خویشتن شمار کن ای هوشیار پیر
همه‌ی قصاید ←

ناصرخسرو درباره‌ی ناصرخسرو

حکیم ابومعین ناصر بن خسرو قبادیانی بلخی در سال ۳۹۴ هجری قمری در بلخ تولد یافت. از اوایل جوانی به تحصیل علوم و تحقیق ادیان و مطالعهٔ اشعار شعرای ایران و عرب پرداخت. در دورهٔ جوانی به دربار غزنویان و سپس به دربار سلجوقیان راه یافت. در سال ۴۳۷ هجری قمری خوابی دید و به قول خود از خواب چهل ساله بیدار شد، کارهای دیوانی را ره...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.