پرش به محتوای اصلی
ناصرخسرو ناصرخسرو

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۹۱

بر دشمنی دشمنت چو دیدی

فعلش، نه نشان و نه داغ باید

اقرار بسی برتر از گواهان

با روز همی چه چراغ باید؟

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۳نبینی بر درخت این جهان بار
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۴برکن زخواب غفلت پورا سر
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۵ای کهن گشته در سرای غرور
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۶ای گشته جهان و خوانده دفتر
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۷با خویشتن شمار کن ای هوشیار پیر
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۸ای چنبر گردنده بدین گوی مدور
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۹۹این زرد تن لاغر گل خوار سیه سار
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۰اصل نفع و ضر و مایهٔ خوب و زشت و خیر و شر
همه‌ی قصاید ←

ناصرخسرو درباره‌ی ناصرخسرو

حکیم ابومعین ناصر بن خسرو قبادیانی بلخی در سال ۳۹۴ هجری قمری در بلخ تولد یافت. از اوایل جوانی به تحصیل علوم و تحقیق ادیان و مطالعهٔ اشعار شعرای ایران و عرب پرداخت. در دورهٔ جوانی به دربار غزنویان و سپس به دربار سلجوقیان راه یافت. در سال ۴۳۷ هجری قمری خوابی دید و به قول خود از خواب چهل ساله بیدار شد، کارهای دیوانی را ره...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.