پرش به محتوای اصلی
ناصرخسرو

ناصرخسرو

قصاید

۲۸۱ شعر

فهرست اشعار

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۱ ای متحیر شده در کار خویش
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۲ پشتم قوی به فضل خدای است و طاعتش
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۳ چه بود این چرخ گردان را که دیگر گشت سامانش؟
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۴ نگذاشت خواهد ایدرش
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۵ صعب‌تر عیب جهان سوی خرد چیست ؟ فناش
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۶ چون گشت جهان را دگر احوال عیانیش؟
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۷ گردش این گنبد و مکر و دهاش
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۸ بفریفت این زمان چو آهرمنش
  9. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۹ وبال است بر مرد عمر درازش
  10. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۰ هر کس به نسب نیک ندانی و به آلش
  11. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۱ ای خفته همه عمر و شده خیره و مدهوش
  12. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۲ جهان را دگرگونه شد کارو بارش
  13. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۳ چو شمشیر بایدت بود، ای برادر،
  14. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴ این طارم بی‌قرار ازرق
  15. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۵ ای فگنده امل دراز آهنگ
  16. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۶ گر دگرگون بود حالت پارسال
  17. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۷ ای به سر برده خیره عمر طویل
  18. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸ گنبد پیروزه‌گون پر ز مشاعل
  19. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۹ این باز سیه پیسه نگر بی‌پر و چنگال
  20. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۰ ای نام شنوده عاجل و آجل
  21. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۱ طمع ندارم ازین پس زخلق جاه و محل
  22. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۲ گسستم ز دنیای جافی امل
  23. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۳ مانده به یمگان به میان جبال
  24. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۴ گرامی چو مال و قوی چون جبال
  25. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۵ لشکر پیری فگند و قافله ذل
  26. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۶ امتت را چون نبینی بر چه سانند؟ ای رسول
  27. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۷ حاجیان آمدند با تعظیم
  28. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۸ این روزگار بی‌خطر و کار بی‌نظام
  29. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۹ اگر کار بوده است و رفته قلم
  30. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۰ دام است جهان تو، ای پسر، دام
  31. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ به راه دین نبی رفت ازان نمی‌یاریم
  32. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۲ بسی رفتم پس آز اندر این پیروزه گون پشکم
  33. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳ گر مستمند و با دل غمگینم
  34. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۴ دل ز افتعال اهل زمانه ملا شدم
  35. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ از بهر چه این کبود طارم
  36. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۶ ای بار خدای و کردگارم
  37. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۷ ای شسته سر و روی به آب زمزم
  38. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۸ ای عجب ار دشمن من خود منم
  39. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۹ پانزده سال برآمد که به یمگانم
  40. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۰ این چه خلق و چه جهان است، ای کریم؟
  41. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۱ از من برمید غمگسارم
  42. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۲ من چو نادانان بر درد جوانی ننوم
  43. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۳ اگر بر تن خویش سالار و میرم
  44. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۴ گر تویی ای چرخ گردان مادرم
  45. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵ اگر با خرد جفت و اندر خوریم
  46. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۶ من دگرم یا دگر شده‌است جهانم
  47. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۷ از صحبت خلق دل گسستم
  48. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۸ دوش تا هنگام صبح از وقت شام
  49. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۹ ای دل و هوش و خرد داده به شیطان رجیم
  50. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۰ از دهر جفا پیشه زی که نالم؟
  51. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۱ شاید که حال و کار دگر سان کنم
  52. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۲ عقل چه آورد ز گردون پیام
  53. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۳ ای تن تیره اگر شریفی اگر دون
  54. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۴ ای ستمگر فلک ای خواهر آهرمن
  55. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۵ مر جان مرا روان مسکین
  56. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۶ ای شده مشغول به کار جهان
  57. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۷ کُمیت سخن را ضمیر است میدان
  58. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۸ بر جستن مراد دل ای مسکین
  59. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۷۹ ز من معزول شد سلطان شیطان
  60. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۰ حکمتی بشنو به فضل ای مستعین

متن اشعار به نقل از گنجور.