پرش به محتوای اصلی
ناصرخسرو ناصرخسرو

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۳

چو شمشیر بایدت بود، ای برادر،

به جای بدی بد به جای خوشی خوش

دو پهنیش چون آب نرم است و روشن

دو پهلوش ناخوش چو سوزنده آتش

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۵ای فگنده امل دراز آهنگ
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۶گر دگرگون بود حالت پارسال
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۷ای به سر برده خیره عمر طویل
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸گنبد پیروزه‌گون پر ز مشاعل
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۹این باز سیه پیسه نگر بی‌پر و چنگال
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۰ای نام شنوده عاجل و آجل
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۱طمع ندارم ازین پس زخلق جاه و محل
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۴۲گسستم ز دنیای جافی امل
همه‌ی قصاید ←

ناصرخسرو درباره‌ی ناصرخسرو

حکیم ابومعین ناصر بن خسرو قبادیانی بلخی در سال ۳۹۴ هجری قمری در بلخ تولد یافت. از اوایل جوانی به تحصیل علوم و تحقیق ادیان و مطالعهٔ اشعار شعرای ایران و عرب پرداخت. در دورهٔ جوانی به دربار غزنویان و سپس به دربار سلجوقیان راه یافت. در سال ۴۳۷ هجری قمری خوابی دید و به قول خود از خواب چهل ساله بیدار شد، کارهای دیوانی را ره...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.