پرش به محتوای اصلی
ناصرخسرو ناصرخسرو

قصاید

قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۲

نگه کن زده صف دو انبوه لشکر

یکی را یکی ایستاده برابر

نه آن جای این را نه این جای آن را

بگردند هردو به هردو صف اندر

به دو سوی صف دو برادر مبارز

ابا هر یکی پنج فرزند در خور

رسولی شغب کو میان دو صف‌شان

دوان زین برادر سوی آن برادر

رسولی که پیغام او از پس او

همی ماند اندر میان دو لشکر

کنند آتشی هر دو لشکر ولیکن

همه روی بر روی بنهند یکسر

ادامه‌ی قصاید

  1. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۴نشنوده‌ای که دید یکی زیرک
  2. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۵ای کهن گشته تن و دیده بسی نعمت و ناز
  3. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۶ای تو را آروزی نعمت و ناز
  4. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۷کسی پر خانه دشتی دید هرگز
  5. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۸ای خداوند این کبود خراس
  6. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۹ای بسته‌ی خود کرده دل خلق به ناموس
  7. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰مرد را خوار چه دارد؟ تن خوش خوارش
  8. قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۱ای متحیر شده در کار خویش
همه‌ی قصاید ←

ناصرخسرو درباره‌ی ناصرخسرو

حکیم ابومعین ناصر بن خسرو قبادیانی بلخی در سال ۳۹۴ هجری قمری در بلخ تولد یافت. از اوایل جوانی به تحصیل علوم و تحقیق ادیان و مطالعهٔ اشعار شعرای ایران و عرب پرداخت. در دورهٔ جوانی به دربار غزنویان و سپس به دربار سلجوقیان راه یافت. در سال ۴۳۷ هجری قمری خوابی دید و به قول خود از خواب چهل ساله بیدار شد، کارهای دیوانی را ره...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.