پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی

سیدای نسفی

شهر آشوب

۳۷۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۳۰۱ - هیزم فروش با مه هیزم فروش از سوز دل گفتم سخن
  2. شمارهٔ ۳۰۲ - کاتب دلبر کاتب که می داند سراسر حال من
  3. شمارهٔ ۳۰۳ - کاتب دلبر کاتب خط او کرده چشمم را سیاه
  4. شمارهٔ ۳۰۴ - کاتب شوخ کاتب کرد امشب بر کف دستم رقم
  5. شمارهٔ ۳۰۵ - کاتب دلبر کاتب شبی گردید با من همنشین
  6. شمارهٔ ۳۰۶ - دروازه بان از پی آن دلبر دروازه بان ای دوستان
  7. شمارهٔ ۳۰۷ - شوخ ملتانی شوخ ملتانی گرو از غنچه های گل گرفت
  8. شمارهٔ ۳۰۸ - مارباز مارباز امرد مرا گردید بی افسون دچار
  9. شمارهٔ ۳۰۹ - مارباز مارباز امرد که از سر تا به پا زهر آب خشم
  10. شمارهٔ ۳۱۰ - گلکار با مه گلکار خود گفتم تو را یاری کنم
  11. شمارهٔ ۳۱۱ - کچکول پز با مه کچکول پز گفتم که حمالی کنم
  12. شمارهٔ ۳۱۲ - بزاز شوخ بزاز از میان عاشقان یار من است
  13. شمارهٔ ۳۱۳ - خارکش خارکش امرد که گل دارد جمالش را هوس
  14. شمارهٔ ۳۱۴ - طبیب تا ز من شوخ طبیب احوال پرسیدن گرفت
  15. شمارهٔ ۳۱۵ - طبیب زان طبیب امرد به درد خویشتن جستم دوا
  16. شمارهٔ ۳۱۶ - چوپان دوش در صحرا به چوپان امردی آویختم
  17. شمارهٔ ۳۱۷ - شمشیرگر دلبر شمشیرگر تیغ جفا بر سر براند
  18. شمارهٔ ۳۱۸ - شمشیرگر آن بت شمشیرگر ما را به خود همدم نکرد
  19. شمارهٔ ۳۱۹ - اوتی کش دمی نگار اوتی کش را برده میهمان ساختم
  20. شمارهٔ ۳۲۰ - اوتی کش شوخ اوتی کش که او را بود خوی آتشی
  21. شمارهٔ ۳۲۱ - تیمبان شوخ تیمی با خریداران محمل هست یار
  22. شمارهٔ ۳۲۲ - دیگ ریز دیگریز امرد که باشد روی او مانند ماه
  23. شمارهٔ ۳۲۳ - فیل بان آن نگار فیل بان سبز است و شیرین چون نبات
  24. شمارهٔ ۳۲۴ - فوطه دار فوطه دار امرد به پیشم فوطه ای را ماند و رفت
  25. شمارهٔ ۳۲۵ - ملتقچی چون فتیله بس که ملتقچی پر از تاب رفت
  26. شمارهٔ ۳۲۶ - سرمه کش آن نگار سرمه کش را چشم دایم سرمه ساست
  27. شمارهٔ ۳۲۷ - گلفروش گلفروش امرد به دستم دوش گل داد و گرفت
  28. شمارهٔ ۳۲۸ - میرشکار شوخ میرشکار دارد چوبی و شهباز را
  29. شمارهٔ ۳۲۹ - حمال دلبر حمال عالم را غمش بی تاب کرد
  30. شمارهٔ ۳۳۰ - غلافدوز شوخ غلافدوز به ما این همه ملاف
  31. شمارهٔ ۳۳۱ - تیرگر تیرگر امرد مرا یاد وصالش پیر کرد
  32. شمارهٔ ۳۳۲ - تیرگر آن تیرگر که سینه فگارم ز تیر او
  33. شمارهٔ ۳۳۳ - کاسه گر نگار کاسه گرم قرص مه بود نانش
  34. شمارهٔ ۳۳۴ - کنب تاب کنب تاب شوخ مه پر فسنم
  35. شمارهٔ ۳۳۵ - بادبرک ساز نگار بادبرک ساز را من مسکین
  36. شمارهٔ ۳۳۶ - یورمه دوز نگار یورمه دوزم شود سراپا خشم
  37. شمارهٔ ۳۳۷ - خمیرگیر شوخ خمیرگیر به پل هشت می زند
  38. شمارهٔ ۳۳۸ - ریخته گر نگار ریخته گر جانم آب کرد و گریخت
  39. شمارهٔ ۳۳۹ - لته فروش ز ماه لته فروشم کسی نیاساید
  40. شمارهٔ ۳۴۰ - نمک فروش ماه نمکفروش که آشوب دهر شد
  41. شمارهٔ ۳۴۱ - جامه فروش نگار جامه فروشم خوش است بالایش
  42. شمارهٔ ۳۴۲ - خواص گوی شوخ خواص گوی ز درد من آب شد
  43. شمارهٔ ۳۴۳ - شیشه گر نگار شیشه گرم غایب است در نظرم
  44. شمارهٔ ۳۴۴ - پتک فروش ماه پتک فروش به پل کرده ماجرا
  45. شمارهٔ ۳۴۵ - ارباب زاده ارباب زاده رفت و دلم را فگار کرد
  46. شمارهٔ ۳۴۶ - مشک ساز ای دوستان ز شوخ مشک ساز الحذر
  47. شمارهٔ ۳۴۷ - غربال باف دلبر غربال باف امشب مرا خوشحال کرد
  48. شمارهٔ ۳۴۸ - سه تاری شوخ سه تاری مرا هر روز می گردد دچار
  49. شمارهٔ ۳۴۹ - سه تاری شوخ سه تاری که می گوید به عشاقان نوا
  50. شمارهٔ ۳۵۰ - بربند باف دلبر بربندبافم را رگ جهانهاست تار
  51. شمارهٔ ۳۵۱ - طراح دلبر طراح من دارد عجب آی و روی
  52. شمارهٔ ۳۵۲ - نقاش دلبر نقاش من دارد رخ چون آفتاب
  53. شمارهٔ ۳۵۳ - جلودار با جلودار امردی گفتم مرا شو میهمان
  54. شمارهٔ ۳۵۴ - صابونفروش دلبر صابون فروش از من دل غمناک برد
  55. شمارهٔ ۳۵۵ - میخچه گر نگار میخچه گر ساخته ز آهن ما
  56. شمارهٔ ۳۵۶ - کلندگر شوخ کلندگر که به جان شعله می زند
  57. شمارهٔ ۳۵۷ - می فروش می فروش امرد ز مستی با من امشب یار شد
  58. شمارهٔ ۳۵۸ - توقوم دوز شوخ توقوم دوز من هرگز مرا یاور نشد
  59. شمارهٔ ۳۵۹ - علاف دلبر علاف سودایش مرا دلخسته کرد
  60. شمارهٔ ۳۶۰ - علاف دلبر علاف را بردم به سوی خانه دوش

متن اشعار به نقل از گنجور.