پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۳۲۵ - ملتقچی

چون فتیله بس که ملتقچی پر از تاب رفت

عاشقان خویش را فریاد کرد و خواب رفت

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۳۲۷ - گلفروشگلفروش امرد به دستم دوش گل داد و گرفت
  2. شمارهٔ ۳۲۸ - میرشکارشوخ میرشکار دارد چوبی و شهباز را
  3. شمارهٔ ۳۲۹ - حمالدلبر حمال عالم را غمش بی تاب کرد
  4. شمارهٔ ۳۳۰ - غلافدوزشوخ غلافدوز به ما این همه ملاف
  5. شمارهٔ ۳۳۱ - تیرگرتیرگر امرد مرا یاد وصالش پیر کرد
  6. شمارهٔ ۳۳۲ - تیرگرآن تیرگر که سینه فگارم ز تیر او
  7. شمارهٔ ۳۳۳ - کاسه گرنگار کاسه گرم قرص مه بود نانش
  8. شمارهٔ ۳۳۴ - کنب تابکنب تاب شوخ مه پر فسنم
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.