پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۳۲۹ - حمال

دلبر حمال عالم را غمش بی تاب کرد

بار خود را چون به پشت او نهادم خواب کرد

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۳۳۱ - تیرگرتیرگر امرد مرا یاد وصالش پیر کرد
  2. شمارهٔ ۳۳۲ - تیرگرآن تیرگر که سینه فگارم ز تیر او
  3. شمارهٔ ۳۳۳ - کاسه گرنگار کاسه گرم قرص مه بود نانش
  4. شمارهٔ ۳۳۴ - کنب تابکنب تاب شوخ مه پر فسنم
  5. شمارهٔ ۳۳۵ - بادبرک سازنگار بادبرک ساز را من مسکین
  6. شمارهٔ ۳۳۶ - یورمه دوزنگار یورمه دوزم شود سراپا خشم
  7. شمارهٔ ۳۳۷ - خمیرگیرشوخ خمیرگیر به پل هشت می زند
  8. شمارهٔ ۳۳۸ - ریخته گرنگار ریخته گر جانم آب کرد و گریخت
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.