پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۳۵۴ - صابونفروش

دلبر صابون فروش از من دل غمناک برد

خانه من آمد و صابون خود را پاک برد

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۳۵۶ - کلندگرشوخ کلندگر که به جان شعله می زند
  2. شمارهٔ ۳۵۷ - می فروشمی فروش امرد ز مستی با من امشب یار شد
  3. شمارهٔ ۳۵۸ - توقوم دوزشوخ توقوم دوز من هرگز مرا یاور نشد
  4. شمارهٔ ۳۵۹ - علافدلبر علاف سودایش مرا دلخسته کرد
  5. شمارهٔ ۳۶۰ - علافدلبر علاف را بردم به سوی خانه دوش
  6. شمارهٔ ۳۶۱ - کلابه کارکلابه کار پسر دوش بر سر خم شد
  7. شمارهٔ ۳۶۲ - مکتب دارشوخ مکتب دار پیش آمد مرا وقت سحر
  8. شمارهٔ ۳۶۳ - خورده فروشدلبر خورده فروشم عاشقان را پیر کرد
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.