پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۳۶۳ - خورده فروش

دلبر خورده فروشم عاشقان را پیر کرد

خانه من آمد و درهای کو زنجیر کرد

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۳۶۵ - میرشکارشوخ میرشکار دارد طبل بار خوشنوا
  2. شمارهٔ ۳۶۶ - کشتی بانشوخ کشتی بان به خشکی کشتی خود راند و رفت
  3. شمارهٔ ۳۶۷ - سرکا فروشدلبر سرکافروشم لطف بی اندازه داشت
  4. شمارهٔ ۳۶۸ - دلال پیازشوخ دلال پیازم داشت قصد ترکتاز
  5. شمارهٔ ۳۶۹ - چلپک فروشدلبر چلپک فروش از عاشقان در رهن شد
  6. شمارهٔ ۳۷۰ - تحویل گردلبر تحویل گر با کهنه قال و قیل کرد
  7. شمارهٔ ۳۷۱ - زرشویدلبر زرشوی از من کرد جست‌و‌جوی زر
  8. شمارهٔ ۳۷۲ - جنگ مشتیجنگ مشتی امرد من بود شوخ فتنه گر
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.