پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۳۴۹ - سه تاری

شوخ سه تاری که می گوید به عشاقان نوا

خانه من رفت از تار سرش آمد صدا

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۳۵۱ - طراحدلبر طراح من دارد عجب آی و روی
  2. شمارهٔ ۳۵۲ - نقاشدلبر نقاش من دارد رخ چون آفتاب
  3. شمارهٔ ۳۵۳ - جلوداربا جلودار امردی گفتم مرا شو میهمان
  4. شمارهٔ ۳۵۴ - صابونفروشدلبر صابون فروش از من دل غمناک برد
  5. شمارهٔ ۳۵۵ - میخچه گرنگار میخچه گر ساخته ز آهن ما
  6. شمارهٔ ۳۵۶ - کلندگرشوخ کلندگر که به جان شعله می زند
  7. شمارهٔ ۳۵۷ - می فروشمی فروش امرد ز مستی با من امشب یار شد
  8. شمارهٔ ۳۵۸ - توقوم دوزشوخ توقوم دوز من هرگز مرا یاور نشد
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.