پرش به محتوای اصلی
سیدای نسفی سیدای نسفی

شهر آشوب

شمارهٔ ۳۱۴ - طبیب

تا ز من شوخ طبیب احوال پرسیدن گرفت

نبضم از جا در تحرک آمد و جستن گرفت

ادامه‌ی شهر آشوب

  1. شمارهٔ ۳۱۶ - چوپاندوش در صحرا به چوپان امردی آویختم
  2. شمارهٔ ۳۱۷ - شمشیرگردلبر شمشیرگر تیغ جفا بر سر براند
  3. شمارهٔ ۳۱۸ - شمشیرگرآن بت شمشیرگر ما را به خود همدم نکرد
  4. شمارهٔ ۳۱۹ - اوتی کشدمی نگار اوتی کش را برده میهمان ساختم
  5. شمارهٔ ۳۲۰ - اوتی کششوخ اوتی کش که او را بود خوی آتشی
  6. شمارهٔ ۳۲۱ - تیمبانشوخ تیمی با خریداران محمل هست یار
  7. شمارهٔ ۳۲۲ - دیگ ریزدیگریز امرد که باشد روی او مانند ماه
  8. شمارهٔ ۳۲۳ - فیل بانآن نگار فیل بان سبز است و شیرین چون نبات
همه‌ی شهر آشوب ←

سیدای نسفی درباره‌ی سیدای نسفی

میرعابد متخلص به سیّدا معروف به سیّدای نَسَفی در نَسَف یا کرشی (قرشی) کنونی از توابع بخارا زاده شد و در شهر بخارا پرورش یافت. عبدالغنی میرزایف با مراجعه به منابع مختلف بر این نظر است که سیدا در اواخر نیمهٔ نخست سدهٔ هفدهم میلادی چشم به جهان گشوده است. ملیحای سمرقندی تذکره‌نویس معاصر سیدا، او را در سال ۱۶۷۸ دیده و از نو...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.