فهرست اشعار
- بخش ۳۰۱ - نامه بردن فاروق به جانب مرز خوبان به کوش و اظهار فرمانبرداری هم اندر زمان نامهای کرد زود
- بخش ۳۰۲ - پاسخ کوش به فاروق و خواستن باژ مُنادیگران را بفرمود شاه
- بخش ۳۰۳ - فرستادن باژ و کنیزکان و غلامان زیباروی به نزد کوش فرستاده چون پیش فاروق شد
- بخش ۳۰۴ - راست شدن مملکت بر کوش وزآن پس ز فاروق هر سال باز
- بخش ۳۰۵ - گفتگوی فریدون با قارن در کار کوش غمی شد فریدون چو آگاه شد
- بخش ۳۰۶ - بخش کردن فریدون زمین را بین سلم و تور و ایرج چو بگذشت صد سال و هشتاد و یک
- بخش ۳۰۷ - فرستادن فریدون، سلم را به روم و فرمانبرداری شاهان روم از وی به هنگام رفتن به سلم سترگ
- بخش ۳۰۸ - آگاه شدن کوش از آمدن سلم چو فاروق و سقلاب سالار نیز
- بخش ۳۰۹ - نامه فرستادن سلم به فریدون برای جنگ با کوش چو سلم اندر آن مرز خودکامه شد
- بخش ۳۱۰ - فرستادن فریدون، قارن را با پانصد هزار سپاهی به روم بفرمود تا قارن نامدار
- بخش ۳۱۱ - رفتن سلم و قارن به کارزار کوش چو اردیبهشت آمد و روز جوش
- بخش ۳۱۲ - جاسوس فرستادن کوش به لشکرگاه ایرانیان، و پیغام قارن به کوش یکی مرد پوینده را همچو دود
- بخش ۳۱۳ - آغاز جنگ و پیروزی کوش بر اندیان دو لشکر برابر بر آن دشت کین
- بخش ۳۱۴ - جنگ در روز دوم چو بگذشت تیره شب و روز شد
- بخش ۳۱۵ - گفتگوی قارن با سلم در بسیاری سپاه کوش وزآن روی قارن برآمد دمان
- بخش ۳۱۶ - کشته شدن مردان خورّه به دست قارن سپیده دمان قارن رزمخواه
- بخش ۳۱۷ - آراستن رزم شاهان رزم قارن و کوش و زخمی شدن قارن چو خورشید رزم شباهنگ کرد
- بخش ۳۱۸ - گفتگوی قارن و سلم وز آن روی چون سلم برگشت، رفت
- بخش ۳۱۹ - ادامهٔ جنگ بیحضور قارن به مدت یک هفته دل سلم از آن داستان شد دژم
- بخش ۳۲۰ - رفتن شاه سقلاب به جنگ و کشته شدن او به دست کوش چو یک هفته بگذشت بر کارزار
- بخش ۳۲۱ - کارزار سلم با کوش و حیلت کردن قارن و هزیمت شدن کوش چو شد ماه نو، مرد جنگآزمای
- بخش ۳۲۲ - رفتن قباد از عقب کوش و پیروزی کوش بر وی قباد دلاور سپه برگرفت
- بخش ۳۲۳ - سلم و قارن در باختر وز آن جا سپه را سر اندر کشید
- بخش ۳۲۴ - بازگردانیدن سلم، ایرانیان و سپاه برادرش، تور را بدو خلعت خسروانی فگند
- بخش ۳۲۵ - رسیدن نامهٔ تور به سلم و بازگشت سلم از روم برابر همی بود با سال هشت
- بخش ۳۲۶ - در رای زدن تور و سلم در آشتی با کوش چنین گفت گویندهٔ باستان
- بخش ۳۲۷ - نامه فرستادن تور و سلم به نزد کوش و پیشنهاد بخش کردن زمین بین کوش و تور و سلم پسندیده آمد سخنهای تور
- بخش ۳۲۸ - پذیرفتن کوش پیشنهاد تور و سلم را چو نزدیک کوش آمد آن تیزکوش
- بخش ۳۲۹ - سوگند خوردن تور و سلم و کوش، و مبادلهٔ اسیران فرستادهٔ تور شد پیش تخت
- بخش ۳۳۰ - آگاهی فریدون از شورش تور و سلم و کوش و فرستادن قارن و نریمان به جنگ آنان وز آن جا سوی روم برگشت شاد
- بخش ۳۳۱ - سپاه خواستن تور از سلم و کوش به تور آگهی آمد از هر دوان
- بخش ۳۳۲ - نامهٔ قارن و نریمان به فریدون و پاسخ او نوندی برفت از در پهلوان
- بخش ۳۳۳ - کمر بستن منوچهر به کین ایرج چنین تا برآمد بر این چند سال
- بخش ۳۳۴ - یاوری خواستن تور و سلم از کوش به تور آگهی آمد و سلم از اوی
- بخش ۳۳۵ - کشته شدن تور به دست منوچهر به دریا نمودند هر دو درنگ
- بخش ۳۳۶ - آمدن کوش و سپاهش بدانگه که از خواب خیزد خروس
- بخش ۳۳۷ - گفتگوی منوچهر با قارن دربارهٔ کوش چنین بود تا قارن تیزچنگ
- بخش ۳۳۸ - جنگ تن به تن منوچهر و کوش و پیروزی منوچهر چو روز مصاف آمد و گاه جنگ
- بخش ۳۳۹ - کشته شدن سلم بدان سان دوان سوی لشکر شتافت
- بخش ۳۴۰ - دادن منشور روم و توران به قارن و شاپور و بازگشت منوچهر به ایران چو از کین ایرج بپردخت شاه
- بخش ۳۴۱ - گریختن کوش به خاوران سراسیمه لشکر همی تاخت کوش
- بخش ۳۴۲ - عاشق شدن کوش بر دختر خود و کشتن دختر، و خواندن مردم به بتپرستی به آسانی ایدر سرش گشت مست
- بخش ۳۴۳ - تصرف باختر به دست سیاهان مازنداران پس از بجّه و نوبه مردی درشت
- بخش ۳۴۴ - پیروزی سیاهان و گریختن کوش چو آگاهی آمد به کوش سترگ
- بخش ۳۴۵ - فریب دادن کوش، کاووس شاه را همی تاخت تا پیش کاووس شاه
- بخش ۳۴۶ - لشکرکشی کاووس به مازندران بدان ره کشیدش فزونی و آز
- بخش ۳۴۷ - پیروزی شاه مازندران و نجات ایرانیان به دست رستم بماندند بیچاره چون بیهشان
- بخش ۳۴۸ - کوش خود را آفرینندهٔ جهان میخواند به فرمان دستور او کشورش
- بخش ۳۴۹ - در آرزو کردن کوش شکار را و گم شدن او در بیشه شکار آرزو کرد یک روز کوش
- بخش ۳۵۰ - دیدن کاخی آباد و گفتگوی کوش آفرینندهٔ جهان با پیری فرزانه چهل روز بر گردِ آن بیشه کوش
- بخش ۳۵۱ - راندن پیر، کوش را، و پشیمان شدن کوش ز گفتار او کوش شد تنگدل
- بخش ۳۵۲ - سخنان پیر فرزانه با کوش دربارهٔ آفریدگار جهان و جهانیان بدو گفت این خود نشاید شنود
- بخش ۳۵۳ - پذیرفتن کوش سخنان پیر فرزانه را و چارهگری پیر دربارهٔ دو دندان و دو گوش وی ز گفتار او کوش شد شادمان
- بخش ۳۵۴ - دانش آموختن کوش از پیر وزآن پس بدان راه دانش نمود
- بخش ۳۵۵ - هفت پند پیر فرزانه به کوش، و دادن چند دفتر دانش به او بدو گفت خواهی که از نزد من
- بخش ۳۵۶ - پیر فرزانه از خاندان جمشید است چو گیتی سیه گشت همرنگ دود
- بخش ۳۵۷ - بازگشت کوش به مرز و بوم خود شب آمد، درآمد به اسب سمند
- بخش ۳۵۸ - خواندن کوش مردمان را به ایزدپرستی وزآن پس بتان را بدان چهره کرد
- بخش ۳۵۹ - خواهش شاه جابلق از کوش برای دور ساختن گزند موران آدمخوار مگر شاه جابلق کاو نامهای
- بخش ۳۶۰ - نیرنگ کوش برای نابود ساختن موران چو کوش جهاندیده نامه بخواند
متن اشعار به نقل از گنجور.