پرش به محتوای اصلی
ایرانشان

ایرانشان

کوش‌نامه

۳۶۹ شعر

فهرست اشعار

  1. بخش ۳۰۱ - نامه بردن فاروق به جانب مرز خوبان به کوش و اظهار فرمانبرداری هم اندر زمان نامه‌ای کرد زود
  2. بخش ۳۰۲ - پاسخ کوش به فاروق و خواستن باژ مُنادیگران را بفرمود شاه
  3. بخش ۳۰۳ - فرستادن باژ و کنیزکان و غلامان زیباروی به نزد کوش فرستاده چون پیش فاروق شد
  4. بخش ۳۰۴ - راست شدن مملکت بر کوش وزآن پس ز فاروق هر سال باز
  5. بخش ۳۰۵ - گفتگوی فریدون با قارن در کار کوش غمی شد فریدون چو آگاه شد
  6. بخش ۳۰۶ - بخش کردن فریدون زمین را بین سلم و تور و ایرج چو بگذشت صد سال و هشتاد و یک
  7. بخش ۳۰۷ - فرستادن فریدون، سلم را به روم و فرمانبرداری شاهان روم از وی به هنگام رفتن به سلم سترگ
  8. بخش ۳۰۸ - آگاه شدن کوش از آمدن سلم چو فاروق و سقلاب سالار نیز
  9. بخش ۳۰۹ - نامه فرستادن سلم به فریدون برای جنگ با کوش چو سلم اندر آن مرز خودکامه شد
  10. بخش ۳۱۰ - فرستادن فریدون، قارن را با پانصد هزار سپاهی به روم بفرمود تا قارن نامدار
  11. بخش ۳۱۱ - رفتن سلم و قارن به کارزار کوش چو اردیبهشت آمد و روز جوش
  12. بخش ۳۱۲ - جاسوس فرستادن کوش به لشکرگاه ایرانیان، و پیغام قارن به کوش یکی مرد پوینده را همچو دود
  13. بخش ۳۱۳ - آغاز جنگ و پیروزی کوش بر اندیان دو لشکر برابر بر آن دشت کین
  14. بخش ۳۱۴ - جنگ در روز دوم چو بگذشت تیره شب و روز شد
  15. بخش ۳۱۵ - گفتگوی قارن با سلم در بسیاری سپاه کوش وزآن روی قارن برآمد دمان
  16. بخش ۳۱۶ - کشته شدن مردان خورّه به دست قارن سپیده دمان قارن رزمخواه
  17. بخش ۳۱۷ - آراستن رزم شاهان رزم قارن و کوش و زخمی شدن قارن چو خورشید رزم شباهنگ کرد
  18. بخش ۳۱۸ - گفتگوی قارن و سلم وز آن روی چون سلم برگشت، رفت
  19. بخش ۳۱۹ - ادامهٔ جنگ بی‌حضور قارن به مدت یک هفته دل سلم از آن داستان شد دژم
  20. بخش ۳۲۰ - رفتن شاه سقلاب به جنگ و کشته شدن او به دست کوش چو یک هفته بگذشت بر کارزار
  21. بخش ۳۲۱ - کارزار سلم با کوش و حیلت کردن قارن و هزیمت شدن کوش چو شد ماه نو، مرد جنگ‌آزمای
  22. بخش ۳۲۲ - رفتن قباد از عقب کوش و پیروزی کوش بر وی قباد دلاور سپه برگرفت
  23. بخش ۳۲۳ - سلم و قارن در باختر وز آن جا سپه را سر اندر کشید
  24. بخش ۳۲۴ - بازگردانیدن سلم، ایرانیان و سپاه برادرش، تور را بدو خلعت خسروانی فگند
  25. بخش ۳۲۵ - رسیدن نامهٔ تور به سلم و بازگشت سلم از روم برابر همی بود با سال هشت
  26. بخش ۳۲۶ - در رای زدن تور و سلم در آشتی با کوش چنین گفت گویندهٔ باستان
  27. بخش ۳۲۷ - نامه فرستادن تور و سلم به نزد کوش و پیشنهاد بخش کردن زمین بین کوش و تور و سلم پسندیده آمد سخن‌های تور
  28. بخش ۳۲۸ - پذیرفتن کوش پیشنهاد تور و سلم را چو نزدیک کوش آمد آن تیزکوش
  29. بخش ۳۲۹ - سوگند خوردن تور و سلم و کوش، و مبادلهٔ اسیران فرستادهٔ تور شد پیش تخت
  30. بخش ۳۳۰ - آگاهی فریدون از شورش تور و سلم و کوش و فرستادن قارن و نریمان به جنگ آنان وز آن جا سوی روم برگشت شاد
  31. بخش ۳۳۱ - سپاه خواستن تور از سلم و کوش به تور آگهی آمد از هر دوان
  32. بخش ۳۳۲ - نامهٔ قارن و نریمان به فریدون و پاسخ او نوندی برفت از در پهلوان
  33. بخش ۳۳۳ - کمر بستن منوچهر به کین ایرج چنین تا برآمد بر این چند سال
  34. بخش ۳۳۴ - یاوری خواستن تور و سلم از کوش به تور آگهی آمد و سلم از اوی
  35. بخش ۳۳۵ - کشته شدن تور به دست منوچهر به دریا نمودند هر دو درنگ
  36. بخش ۳۳۶ - آمدن کوش و سپاهش بدانگه که از خواب خیزد خروس
  37. بخش ۳۳۷ - گفتگوی منوچهر با قارن دربارهٔ کوش چنین بود تا قارن تیزچنگ
  38. بخش ۳۳۸ - جنگ تن به تن منوچهر و کوش و پیروزی منوچهر چو روز مصاف آمد و گاه جنگ
  39. بخش ۳۳۹ - کشته شدن سلم بدان سان دوان سوی لشکر شتافت
  40. بخش ۳۴۰ - دادن منشور روم و توران به قارن و شاپور و بازگشت منوچهر به ایران چو از کین ایرج بپردخت شاه
  41. بخش ۳۴۱ - گریختن کوش به خاوران سراسیمه لشکر همی تاخت کوش
  42. بخش ۳۴۲ - عاشق شدن کوش بر دختر خود و کشتن دختر، و خواندن مردم به بت‌پرستی به آسانی ایدر سرش گشت مست
  43. بخش ۳۴۳ - تصرف باختر به دست سیاهان مازنداران پس از بجّه و نوبه مردی درشت
  44. بخش ۳۴۴ - پیروزی سیاهان و گریختن کوش چو آگاهی آمد به کوش سترگ
  45. بخش ۳۴۵ - فریب دادن کوش، کاووس شاه را همی تاخت تا پیش کاووس شاه
  46. بخش ۳۴۶ - لشکرکشی کاووس به مازندران بدان ره کشیدش فزونی و آز
  47. بخش ۳۴۷ - پیروزی شاه مازندران و نجات ایرانیان به دست رستم بماندند بیچاره چون بیهشان
  48. بخش ۳۴۸ - کوش خود را آفرینندهٔ جهان می‌خواند به فرمان دستور او کشورش
  49. بخش ۳۴۹ - در آرزو کردن کوش شکار را و گم شدن او در بیشه شکار آرزو کرد یک روز کوش
  50. بخش ۳۵۰ - دیدن کاخی آباد و گفتگوی کوش آفرینندهٔ جهان با پیری فرزانه چهل روز بر گردِ آن بیشه کوش
  51. بخش ۳۵۱ - راندن پیر، کوش را، و پشیمان شدن کوش ز گفتار او کوش شد تنگدل
  52. بخش ۳۵۲ - سخنان پیر فرزانه با کوش دربارهٔ آفریدگار جهان و جهانیان بدو گفت این خود نشاید شنود
  53. بخش ۳۵۳ - پذیرفتن کوش سخنان پیر فرزانه را و چاره‌گری پیر دربارهٔ دو دندان و دو گوش وی ز گفتار او کوش شد شادمان
  54. بخش ۳۵۴ - دانش آموختن کوش از پیر وزآن پس بدان راه دانش نمود
  55. بخش ۳۵۵ - هفت پند پیر فرزانه به کوش، و دادن چند دفتر دانش به او بدو گفت خواهی که از نزد من
  56. بخش ۳۵۶ - پیر فرزانه از خاندان جمشید است چو گیتی سیه گشت همرنگ دود
  57. بخش ۳۵۷ - بازگشت کوش به مرز و بوم خود شب آمد، درآمد به اسب سمند
  58. بخش ۳۵۸ - خواندن کوش مردمان را به ایزدپرستی وزآن پس بتان را بدان چهره کرد
  59. بخش ۳۵۹ - خواهش شاه جابلق از کوش برای دور ساختن گزند موران آدمخوار مگر شاه جابلق کاو نامه‌ای
  60. بخش ۳۶۰ - نیرنگ کوش برای نابود ساختن موران چو کوش جهاندیده نامه بخواند

متن اشعار به نقل از گنجور.