فهرست اشعار
- بخش ۲۴۱ - محاصرهٔ طولانی شهر خمدان چو دارای چین دید کآمد سپاه
- بخش ۲۴۲ - پیشنهاد قارن به کوش برای جنگ تن به تن یکی روز قارن دژمناک بود
- بخش ۲۴۳ - جنگ تن به تن قارن و کوش و گرفتار شدن کوش سپیده چو بر چرخ پرواز کرد
- بخش ۲۴۴ - آمادگی چینیان برای ادامهٔ جنگ چو بی شاه شد سوی شهر آن سپاه
- بخش ۲۴۵ - پیام قارن به چینیان و زنهار دادن به آنان دگر روز قارن فرستادهای
- بخش ۲۴۶ - خوار کردن فرستادهٔ قارن توسط سپاهیان چینی چو گفتار آن مرد شیرین سخُن
- بخش ۲۴۷ - پیشنهاد پنهانی تسلیم شهر، و تصرف آن به دست ایرانیان نهانی فرستادهای تاختند
- بخش ۲۴۸ - فرستادن کوش و گنجهای او به نزد فریدون وز آن جا بشد تا به ایوان کوش
- بخش ۲۴۹ - گردیدن قارن به گرد چین و سپردن چین به نستوه برآمد یکی گِرد چین با سپاه
- بخش ۲۵۰ - رسیدن کوش به نزد فریدون و بند کردن او در دماوند سوی شهر ایران شد او با سپاه
- بخش ۲۵۱ - بازگشت قارن به نزد فریدون وز آن پس به سه ساله قارن رسید
- بخش ۲۵۲ - جنگهای ایرانیان با سیاهان بجه و نوبی در کشور باختر چنین تا نفیر آمد از باختر
- بخش ۲۵۳ - رای زدن فریدون با فرزانگان در کار سیاهان فریدون فرزانه هر چندگاه
- بخش ۲۵۴ - آزاد ساختن کوش برای جنگ با سیاهان زمانی فروماند از اندیشه شاه
- بخش ۲۵۵ - گفتگوی قارن با کوش دربارهٔ بخشایش فریدون وزآن پس بدو گفت قارن که شاه
- بخش ۲۵۶ - کوش در پیشگاه فریدون چو یک سال در کاخ قارن بماند
- بخش ۲۵۷ - هدایای فریدون به کوش فرستاد مر کوش را خواند پیش
- بخش ۲۵۸ - سخن گفتن فریدون با کوش دربارهٔ باختر و سیاهان فریدون بدو گفت کز باختر
- بخش ۲۵۹ - پند دادن فریدون کوش را و سوگند دادن او به دادگری و فرمانبرداری چو آن جا رسی کشور آباد کن
- بخش ۲۶۰ - سخن گفتن فریدون با کوش دربارهٔ گزینش سپاه چو از مغز مَی رفت و آمد به هوش
- بخش ۲۶۱ - حرکت کوش و سپاه از آمل برای پیگار با سیاهان مازندران از آمل روان گشت لشکر به راه
- بخش ۲۶۲ - نامهٔ کوش به نزدیک قراطوس، شاه اندلس دربارهٔ بازگردانیدن فراریان باختر قراطوس را نامهای کرد کوش
- بخش ۲۶۳ - پاسخ قراطوس به کوش و نپذیرفتن فرمان او یکی پاسخ نامه فرمود و گفت
- بخش ۲۶۴ - آگاه ساختن فریدون از نامهٔ قراطوس و گذشتن کوش از دریا چو آمد بر کوش و نامه بداد
- بخش ۲۶۵ - آماده شدن قراطوس برای جنگ و نیرنگ کوش چو آگاه شد زو قراطوس گفت
- بخش ۲۶۶ - آرایش دو سپاه در میدان جنگ بفرمود تا گاهِ بانگ خروس
- بخش ۲۶۷ - چارهٔ دیگر کوش و گرفتار شدن قراطوس چو پردخته شد او به کار سپاه
- بخش ۲۶۸ - خواندن ساکنان شهر به تسلیم فرستاد از ایرانیان دو هزار
- بخش ۲۶۹ - تسلیم شهر و زنهار دادن کوش سپاه قراطوس را بترسید مردم ز پیغام اوی
- بخش ۲۷۰ - باز گردانیدن مردم باختر از اندلس فرستاد از آن پس منادیگران
- بخش ۲۷۱ - نامهٔ کوش پیلدندان به نزدیک فریدون یکی نامه فرمود نزدیک شاه
- بخش ۲۷۲ - گشادن کوه طارق به دریا گذر کرد بار دگر
- بخش ۲۷۳ - بازگشت به مغرب و کشتن قراطوس چو آمد به دشت «اریله» فرود
- بخش ۲۷۴ - رسیدن خواسته به نزد فریدون و پاسخ نامهٔ کوش چو آن خواسته سوی ایران رسید
- بخش ۲۷۵ - آگاهی فریدون از کشته شدن قراطوس سر سال دیگر خبر یافت شاه
- بخش ۲۷۶ - کوش در اندلس چو در باختر پنج سال دگر
- بخش ۲۷۷ - ساختن چند شهر در کوه طارق چو نادیده جایی ز کشور نماند
- بخش ۲۷۸ - کارزار کوش پیلدندان با سیاهان بجّه و نوبی پس از کار مغرب، سیاهان زفت
- بخش ۲۷۹ - یافتن زرّ رُسته بدان مرز یک هفته آمد فراز
- بخش ۲۸۰ - کارهای نیک کوش و دوست گرفتن مردمان او را وزان پس به دستور داننده گفت
- بخش ۲۸۱ - یافتن دو کان زر دو کانِ گزیده به چنگ آمدش
- بخش ۲۸۲ - نامهٔ کوش به نزد فریدون و پاسخ آن فرستاد نامه بدان آگهی
- بخش ۲۸۳ - پیشبینی فریدون دربارهٔ ناسپاسی کوش وزآن پس دبیران و گردان شاه
- بخش ۲۸۴ - غرّه شدن کوش و آغاز نافرمانی وی از آن پس چو نیروی خود دید کوش
- بخش ۲۸۵ - آگاه ساختن فریدون از نافرمانی کوش چو بگذشت از این گونه ده سال بیش
- بخش ۲۸۶ - رای زدن فریدون با قارن بفرمود تا قارن آمد برش
- بخش ۲۸۷ - نامه ی فریدون به کوش و خواندن وی برای رزم مهراج و دارای چین وزآن پس بدو گفت کای شهریار
- بخش ۲۸۸ - پاسخ نامهٔ کوش به شاه فریدون یکی پاسخش کرد از آن پس به مهر
- بخش ۲۸۹ - نگه کردن فریدون و قارن در کار کوش چو بنهاد پاسخ در آن پیشگاه
- بخش ۲۹۰ - نامهٔ فریدون به کوش و فراخواندن ایرانیان را بفرمود تا نامه کردش دبیر
- بخش ۲۹۱ - دلتنگی کوش از نامههای فریدون ببردند و بر کوش کردند یاد
- بخش ۲۹۲ - گریختن گروهی از ایرانیان به نزد فریدون برآمد بر این بر بسی روزگار
- بخش ۲۹۳ - کوشش کوش برای نگهداشتن ایرانیان در سپاه خود نبایست مرکوش را کآن سپاه
- بخش ۲۹۴ - رسیدن ایرانیان به نزد فریدون و آگاهی او از خیانت مردان خوره چو ایرانیان شاد و آراسته
- بخش ۲۹۵ - گردیدن کوش به گردِ کشور وزآن پس بزد نای رویین به دشت
- بخش ۲۹۶ - ایمنی کوش از کار فریدون، و بازگشت به خوی وارونهٔ خود پراندیشه بود و همی سال چند
- بخش ۲۹۷ - کوش بار دیگر دعوی خدایی میکند بدانسان که فرموده بود او به چین
- بخش ۲۹۸ - گفتن مرد پیر حکایت مرز خوبان چنین گفت گویندهٔ داستان
- بخش ۲۹۹ - لشکرکشی کوش به مرز خوبان و تصرف آن ز لشکر گزین کرد ششصد هزار
- بخش ۳۰۰ - آگاه شدن فاروق، شاه خلایق، از آمدن کوش به «بشکوبش» آمد همان آگهی
متن اشعار به نقل از گنجور.