پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲۷۵ - آگاهی فریدون از کشته شدن قراطوس

سر سال دیگر خبر یافت شاه

که کوش بداندیش در بزمگاه

قراطوس بیچاره را پاره کرد

دل مردم از درد غمخواره کرد

دژم گشت و از غم نخندید و گفت

که آن دیو را خاک بادا نهفت

که بس ریمن و تند و گردنکش است

به خوی پلنگ و تف آتش است

نه فرّخ نمایند کشتن اسیر

پس از جنبش و کشتن و داروگیر

نماند همی خوی بد را به جای

بر او باد همواره خشم خدای

سپهدار قارن چو دیدش دژم

به گفتار برداشت از دلْش غم

بدو گفت، شاها، تو خوش دار دل

مکن ایچ از این کار غمناک دل

ز فرمان تو هرکه گردن کشید

سرش بی‌گمانی بباید برید

قراطوس چون سر بپیچد ز راه

شود کشته بر دست گردان شاه

فریدون فرخنده بگشاد چهر

بخندید با قارن از روی مهر

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۲۷۷ - ساختن چند شهر در کوه طارقچو نادیده جایی ز کشور نماند
  2. بخش ۲۷۸ - کارزار کوش پیل‌دندان با سیاهان بجّه و نوبیپس از کار مغرب، سیاهان زفت
  3. بخش ۲۷۹ - یافتن زرّ رُستهبدان مرز یک هفته آمد فراز
  4. بخش ۲۸۰ - کارهای نیک کوش و دوست گرفتن مردمان او راوزان پس به دستور داننده گفت
  5. بخش ۲۸۱ - یافتن دو کان زردو کانِ گزیده به چنگ آمدش
  6. بخش ۲۸۲ - نامهٔ کوش به نزد فریدون و پاسخ آنفرستاد نامه بدان آگهی
  7. بخش ۲۸۳ - پیش‌بینی فریدون دربارهٔ ناسپاسی کوشوزآن پس دبیران و گردان شاه
  8. بخش ۲۸۴ - غرّه شدن کوش و آغاز نافرمانی ویاز آن پس چو نیروی خود دید کوش
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.