پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲۴۹ - گردیدن قارن به گرد چین و سپردن چین به نستوه

برآمد یکی گِرد چین با سپاه

درآورد گردنکشان را به راه

کسی کاندر آن مرز او مرد بود

دل مردمان زو پر از درد بود

به ایران فرستادش از مرز چین

زن و بچّه و چیز او همچنین

نیازرد مرد کم آزار را

همان شهری و مرد بازار را

ز قارن چنان داد و آرام بود

کجا بهرهٔ کوش دشنام بود

به نستوه داد آنگهی جای کوش

مکن بد، بدو گفت، بر داد کوش

که فرجام بیدادِ مرد این بود

که در هر دو عالم بنفرین بود

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۲۵۱ - بازگشت قارن به نزد فریدونوز آن پس به سه ساله قارن رسید
  2. بخش ۲۵۲ - جنگ‌های ایرانیان با سیاهان بجه و نوبی در کشور باخترچنین تا نفیر آمد از باختر
  3. بخش ۲۵۳ - رای زدن فریدون با فرزانگان در کار سیاهانفریدون فرزانه هر چندگاه
  4. بخش ۲۵۴ - آزاد ساختن کوش برای جنگ با سیاهانزمانی فروماند از اندیشه شاه
  5. بخش ۲۵۵ - گفتگوی قارن با کوش دربارهٔ بخشایش فریدونوزآن پس بدو گفت قارن که شاه
  6. بخش ۲۵۶ - کوش در پیشگاه فریدونچو یک سال در کاخ قارن بماند
  7. بخش ۲۵۷ - هدایای فریدون به کوشفرستاد مر کوش را خواند پیش
  8. بخش ۲۵۸ - سخن گفتن فریدون با کوش دربارهٔ باختر و سیاهانفریدون بدو گفت کز باختر
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.