پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲۵۱ - بازگشت قارن به نزد فریدون

وز آن پس به سه ساله قارن رسید

بیامد فریدونِ کی را بدید

زمین بوس کرد و ستایش نمود

فریدون بر او آفرین بر فزود

فراوانش بستود و دادش امید

همین داشتم از تو، گفتا امید

به کامم رسانیدی ای پهلوان

که بادی همه ساله روشن‌روان

به خوردن نشست آن سَرِ سروران

چهل روز با رنجدیده سران

سپاهش بدو داد با کشورش

بشد با سپه، شادمان لشکرش

فریدون همی بود با ایمنی

ببست از جهان راه اهریمنی

تن کوش بیدادگر بسته ماند

چهل سال جان و دلش خسته ماند

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۲۵۳ - رای زدن فریدون با فرزانگان در کار سیاهانفریدون فرزانه هر چندگاه
  2. بخش ۲۵۴ - آزاد ساختن کوش برای جنگ با سیاهانزمانی فروماند از اندیشه شاه
  3. بخش ۲۵۵ - گفتگوی قارن با کوش دربارهٔ بخشایش فریدونوزآن پس بدو گفت قارن که شاه
  4. بخش ۲۵۶ - کوش در پیشگاه فریدونچو یک سال در کاخ قارن بماند
  5. بخش ۲۵۷ - هدایای فریدون به کوشفرستاد مر کوش را خواند پیش
  6. بخش ۲۵۸ - سخن گفتن فریدون با کوش دربارهٔ باختر و سیاهانفریدون بدو گفت کز باختر
  7. بخش ۲۵۹ - پند دادن فریدون کوش را و سوگند دادن او به دادگری و فرمانبرداریچو آن جا رسی کشور آباد کن
  8. بخش ۲۶۰ - سخن گفتن فریدون با کوش دربارهٔ گزینش سپاهچو از مغز مَی رفت و آمد به هوش
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.