پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲۵۹ - پند دادن فریدون کوش را و سوگند دادن او به دادگری و فرمانبرداری

چو آن جا رسی کشور آباد کن

چو آباد کردی همه داد کن

که چون داد یابد تو را زیردست

جز از سایهٔ تو نسازد نشست

ز بیداد هر کس گریزد همی

که بیدادگر خون بریزد همی

پسند جهان‌آفرین است داد

که بیداد هرگز به گیتی مباد

ز جایی که ویران شده‌ست و تباه

رها کن سه ساله خراجش مخواه

خورش بخش و گاو و خر و گوسفند

کز ایشان برآور شود کشتمند

به کار اندرون سخت هشیار باش

تن خویشتن را نگهدار باش

که مازندرانی همه بدرگ اند

به نیروی شیر و به خوی سگ اند

چو از راه داد و خرد بنگری

گزنده سگی به ز مازندری

چو گفتار خسرو به پایان رسید

جهاندیده کوش آفرین گسترید

پس از آفرین گفت ایدون کنم

که گیتی به کام فریدون کنم

بفرمود تا موبد موبدان

به پیش گرانمایگان و ردان

در آن پیشگه کوش را پند داد

پس از پند دادنْش سوگند داد

که گردن نپیچد ز فرمان شاه

نه هرگز کند عهد و پیمان تباه

نبشتند خطی بر این داستان

که شد کوش بر گفته همداستان

بزرگان ایران همه تن به تن

گواهی نبشتند بر انجمن

چو پیمان و سوگند گشت استوار

بفرمود منشور او شهریار

نبشتند و مهرش نهادند به زر

نگین زد بر او خسرو دادگر

وز آن پس نهادند بر دست خوان

بزرگان ایران ز پیر و جوان

به خوردن نشستند با شهریار

فزون بود مَی‌خواره از ده هزار

به هنگام برگشتن از بزمگاه

قبا داد رومی و زرّین کلاه

همان تازی اسبان زرّین ستام

از آن بزم هر یک رسیده به کام

سوی خانه شد کوش شادان و مست

گرفته همی دست قارن به دست

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۲۶۱ - حرکت کوش و سپاه از آمل برای پیگار با سیاهان مازندراناز آمل روان گشت لشکر به راه
  2. بخش ۲۶۲ - نامهٔ کوش به نزدیک قراطوس، شاه اندلس دربارهٔ بازگردانیدن فراریان باخترقراطوس را نامه‌ای کرد کوش
  3. بخش ۲۶۳ - پاسخ قراطوس به کوش و نپذیرفتن فرمان اویکی پاسخ نامه فرمود و گفت
  4. بخش ۲۶۴ - آگاه ساختن فریدون از نامهٔ قراطوس و گذشتن کوش از دریاچو آمد بر کوش و نامه بداد
  5. بخش ۲۶۵ - آماده شدن قراطوس برای جنگ و نیرنگ کوشچو آگاه شد زو قراطوس گفت
  6. بخش ۲۶۶ - آرایش دو سپاه در میدان جنگبفرمود تا گاهِ بانگ خروس
  7. بخش ۲۶۷ - چارهٔ دیگر کوش و گرفتار شدن قراطوسچو پردخته شد او به کار سپاه
  8. بخش ۲۶۸ - خواندن ساکنان شهر به تسلیمفرستاد از ایرانیان دو هزار
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.