پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲۴۴ - آمادگی چینیان برای ادامهٔ جنگ

چو بی شاه شد سوی شهر آن سپاه

خروش آمد از کوی و بازارگاه

سپاهی و شهری برآمد به هم

گروهی ز شادی، گروهی ز غم

خروشی برآمد ز ایوان کوش

که زارا، یلا، شاه پولادپوش

بتانش همه پرده برداشتند

غریو از بر چرخ بگذاشتند

ز خوبان همه شهر غلغل گرفت

گل تازه و مشک و سنبل گرفت

سپاهی و شهری شدند انجمن

جوانان و پیران همه رایزن

که ما از پس شاه چین، چون کنیم؟

وگر دیده و دل پُر از خون کنیم

ز ما شهر نتوان ستد هیچ کس

نگه داشت باید شب و روز و بس

که مُردن به شهر از برِ شاه خویش

به از زنده در دستِ بدخواه خویش

ز بهر زن و بچّه و جان و چیز

بکوشیم چندان که نیروست تیز

برآن بر نهادند مردم دو بهر

که رزم آورند و بدارند شهر

به دروازه‌ها بخش کردند باز

سپاهی و شهری که بُد رزمساز

به دروازه‌ها لشکر انبوه شد

ز جوشن سر باره چون کوه شد

سری را سپردند از آن هر دری

درفشی برافراخت هر سروری

همه باره شد سرخ و زرد و بنفش

ز بس گونه گون پرنیانی درفش

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۲۴۶ - خوار کردن فرستادهٔ قارن توسط سپاهیان چینیچو گفتار آن مرد شیرین سخُن
  2. بخش ۲۴۷ - پیشنهاد پنهانی تسلیم شهر، و تصرف آن به دست ایرانیاننهانی فرستاده‌ای تاختند
  3. بخش ۲۴۸ - فرستادن کوش و گنج‌های او به نزد فریدونوز آن جا بشد تا به ایوان کوش
  4. بخش ۲۴۹ - گردیدن قارن به گرد چین و سپردن چین به نستوهبرآمد یکی گِرد چین با سپاه
  5. بخش ۲۵۰ - رسیدن کوش به نزد فریدون و بند کردن او در دماوندسوی شهر ایران شد او با سپاه
  6. بخش ۲۵۱ - بازگشت قارن به نزد فریدونوز آن پس به سه ساله قارن رسید
  7. بخش ۲۵۲ - جنگ‌های ایرانیان با سیاهان بجه و نوبی در کشور باخترچنین تا نفیر آمد از باختر
  8. بخش ۲۵۳ - رای زدن فریدون با فرزانگان در کار سیاهانفریدون فرزانه هر چندگاه
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.