پرش به محتوای اصلی
ایرانشان ایرانشان

کوش‌نامه

بخش ۲۷۲ - گشادن کوه طارق

به دریا گذر کرد بار دگر

بگردید کشور همه سربسر

کسی کاو ز فرمانْش گردن کشید

زمانه به خون برْش دامن کشید

همان کوه طارق که نگشاد کس

گشاد او به مردان با دسترس

جهاندیده گوید که آن هفت کوه

ز دیدار او دیده گردد ستوه

نبیند سرِ تیغِ او تیره ابر

ز بر رفتنش کُنْد چنگال ببر

گشاده میان و به‌پیوسته سر

چنین آفریده‌ستشان دادگر

برآن هر یکی آب‌های روان

درختان و نیلوفر و ارغوان

چنان جای بگذاشت و اندر گذشت

بیابان و دریا بریدند و دشت

ادامه‌ی کوش‌نامه

  1. بخش ۲۷۴ - رسیدن خواسته به نزد فریدون و پاسخ نامهٔ کوشچو آن خواسته سوی ایران رسید
  2. بخش ۲۷۵ - آگاهی فریدون از کشته شدن قراطوسسر سال دیگر خبر یافت شاه
  3. بخش ۲۷۶ - کوش در اندلسچو در باختر پنج سال دگر
  4. بخش ۲۷۷ - ساختن چند شهر در کوه طارقچو نادیده جایی ز کشور نماند
  5. بخش ۲۷۸ - کارزار کوش پیل‌دندان با سیاهان بجّه و نوبیپس از کار مغرب، سیاهان زفت
  6. بخش ۲۷۹ - یافتن زرّ رُستهبدان مرز یک هفته آمد فراز
  7. بخش ۲۸۰ - کارهای نیک کوش و دوست گرفتن مردمان او راوزان پس به دستور داننده گفت
  8. بخش ۲۸۱ - یافتن دو کان زردو کانِ گزیده به چنگ آمدش
همه‌ی کوش‌نامه ←

ایرانشان درباره‌ی ایرانشان

ایرانشان (ایرانشاه) ابن ابی الخیر از شاعران اواخر قرن پنجم و اوایل قرن ششم هجری قمری و هم‌عصر با سلطان ملکشاه سلجوقی بود. گویا ایرانشان بیش از سال ۵۱۱ ه. ق. نزیسته باشد. وی داستان بهمن بن اسفندیار را در قالب بحر متقارب در حدود سال ۵۰۰ هجری قمری یا اندکی پس از آن به نظم درآورده است. قدیمی‌ترین اشارات به نام شاعر، در دس...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.